حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۷ مطلب با موضوع «سخنرانی» ثبت شده است

صداقت در خواستگاری2

شما می توانید با سوال کردن معکوس ، ببینید طرف راست می گوید یا دروغ،

مثلا شما می خوهید بدانید طرفتان اهل معاشرت است یا نه؟ می گویید اگر همسر آینده شما اهل معاشرت نباشد و منزوی باشد و اهل مسافرت و میهمانی نباشد برای شما سخت نیست ؟ اگر خودش هم همین حالت را داشته باشد می گوید نه .  چه سختی دارد . خانم چه بهتر ! این یعنی زن خوب .  چی هست هر روز میهمانی و خانه مامان و مسافرت و اینها .  اینجورخودش را لو می دهد .

بحث تناسب ادعا و عمل هم هست . بطور مثال خواستگاری برای شما آمده ، ادعاهایی دارد ، شما خیلی راحت می توانید بفهمید دو عمل با هم تناسب دارند یا نه؟  مثلا ادعا دارد آدم خیلی معتقد و متدینی است و خیلی به نماز اهمیت می دهد ، حالا رفت و آمد برای خواستگاری می کند ، شما ببینید به نماز اهمیت می دهد و نماز اول وقت برایش مهم است یا خیر و یا ادعا دارد شما خانم متدینی هستید و مآنوس با قرآن هستید ، ببینید آیا بلد هست دو آیه قرآن بخواند . ادعا می کند آدم با اخلاقی هست ، ببینید جلوی بزرگترها چطور بلند می شود یا می نشیند . آیا درحرف دیگران می پرد ، ادعای تحصیل می کند ، ببینید چند واحد درس خوانده مشروط شده یا نه ؟

جلسه اول سوالاتی می کنید این آقا و خانم جواب هایی داده اند ، می ببنید با هم جفت و جور نیست و تناقض دارد. در جلسه دوم سوال های مطرح می کند آدم می تواند بفهمد ، ادعا می کند خیلی منظم است ببینید چقدر سر وقت می آید. ادعا می کند کتاب خوان و اهل مطالعه است . ببینید دراتاقش کتاب هست یا خیر . ممکن است آقایی بخاطر پول پدرتان آمده باشد.  شک می کنید کاری ندارد ، شما بگویید من میخواهم روی پای خودم بایستم و روی پدرم حساب باز نکنم و می خواهم عزت نفس داشته باشم یا خانم می فرمایند من شاغل هستم و حقوق دارم تردید دارم آقا برای پول و شغلم آمده یا نه.  باز هم کاری ندارد شما می گویید شرط من این است که پولی راکه در می آورم نمی خواهم در زندگی خرج کنم و برای آن برنامه ای دارم و نمی خواهم آنرا مصرف کنم .

البته نمی خواهم این را بگویم توی زندگی من و تو نداریم ولی شما می خواهید او را امتحان کنید، بعد می گویید : من می خواستم دلم آرام بگیرد و گرنه من و شما نداریم و دیگری توکل به خدا و ائمه معصومین داشته باشیم ، فرصتی هم داشته باشیم تا بتوانیم اینها را بفهمیم و از پیش خدا دست خالی برنگردیم .

روایت داریم : النجاه فی صدق . نجات در راستگویی و درست کاری است.


استاد_دهنوی _ برنامه گلبرگ 88/5/8

صداقت در خواستگاری1

 ازکجا بفهمیم طرفمان در خواستگاری راست می گوید؟

صداقت مهمترین اصل در زندگی زناشویی است .

اگر زندگی ما بر دروغ بنا شود ، زندگی دوام نمی آورد. براساس آموزه های دینی ما، منشا همه گناهان ما دروغ است.


☀️ امام صادق(ع) می فرمایند : همه گناهان و پلیدی ها دراتاقی قرار گرفته که کلیدش دروغ است . این خطرناک است . زندگی انسان را نابود می کند.


 این مربوط به مجردها ست ، من به کسانی که می خواهند ازدواج کنند می گویم : عزیزان بنا را برصداقت بگذارید.

قبل از ازدواج صداقت بخرج بدهید یا طرف شما را انتخاب می کند یا نمی کند . شما همان که هستید بگویید . اگر انتخاب کرد، دیگر دغدغه ندارید .  چون شما را آگاهانه انتخاب کرده است و اگر انتخاب نکرد ، خدا بزرگ است . کسی دیگر که هم شأن شما باشد و بتواند شما را بپذیرد پیدا میشود . دروغ نگویید . اینکه می گوییم در فرایند خواستگاری صداقت داشته باشید منظور این نیست که تمام راز زندگیتان را بگویید . منظور این نیست مسائلی که قبلا در زندگی داشته اید : گناهی که بوده و تمام شده ، توبه کردید ، کسی هم نمیداند ، یک بیماری روحی روانی بوده درمان شده، منظور اینها نیست . "جز راست نباید گفت ، هر راست نشاید گفت ." نباید هر راستی را بگوییم . 

 صداقت یعنی مسائلی را بگویید که به زندگی آینده شما مربوط می شود و در زندگی شما اثر دارد .  ولی مسائلی بوده که ربطی به زندگی شما و آینده شما ندارد ، لزومی ندارد اینها را بگویید و اگر این ها را نگویید ، معنایش عدم صداقت نیست .


 ازکجا بفهمیم طرفمان راست می گوید؟

مثلا آقا به خواستگاری شما می آید ، هرچه شما میگویید می پذیرد ، هرشرطی می گذارد، هرقول و قراری که می گذارید ،می پذیرد و هرچه شما می گویید، می پذیرد و می گوید : اتفاقا من هم همین مد نظرم بود . ما یک روح در دو بدن هستیم . اگر کسی این جوری پیدا شد باید در آن شک کرد . درصداقت آن باید تردید کرد .  مگر می شود دو نفر مثل هم باشند .دو تا ژن ، دو تا وراثت ، دو تا مادر، دو تا پدر ، دو تا رسم و رسوم و سبک زندگی و محیط . یک راهش این است و راه دیگر ، سوال های معکوس است .

استاد_دهنوی _ برنامه گلبرگ 88/5/8


⏳ ادامه دارد ....

جملاتی که نباید به مردها گفت

جملاتی که نباید به مردها گفتدر هر زندگی مسائلی وجود دارد که یک زن نباید در مشاجرات آنها را مطرح کرده و به اصطلاح به همسرش نیش و کنایه بزند.شما می توانید در مورد نقصهای همسرتان  صحبت کنید بـدون ایـنکه برای وی دلخوری پیش بیاید و یا از شما دلگیـر گـردد امـا چـهار مـسئله وجـود دارد که پیش کشیدن هر یک تاثیر ناگواری در روحیه و غرور یک مرد برجای خواهد گذاشت چـرا که اولا باعث می گـردد که او خودش را با خصیصه های مـردان دیـگر مقایسه نموده و سرخورده شود و دوم اینکه به دلیل این کـه تـغییر مسائل مذکور به دست خود آدم نبوده و جزء ویژگی های هر انسانی است، موجب افسردگی و نا امیدی خواهد گردید پس مراقب باشید تا با بیان این موضوعات موجبات سرخوردگی و اختلافات ریشه ای با همسرتان را فراهم نکنید.

-توانایی و تمکن مالی

مسلم است که داشتن ثروت و پول زیاد یک حسن تلقی میشود اما برای  مـردان میـزان سـرمایه و قدرت مـالی آنها منعکس کننده ارزش های درونیشان است. بنابراین گوشـه و کنـایه زدن در مـورد درآمـد یـک مـرد در حـقیـقت لـطمـه زدن بـه غـرور اوست. وقتی پیوسته در مورد میزان درآمد و یا توانایی مالی همسرتان صحبت میکنید باعث میشوید غرور او جریحه دار شود. درآمـد یـک مـرد چیزی نیست که بتواند آن را فورا تغییر دهد، مگر اینکه بخواهد بـه یک بانک دستبرد بزند.شـکاف، زمانی عمیق تر می شود که یـک زن، بی پولی ، وسایل قدیمی ، عدم خرید طلا و جواهر و یا خـانه مـحـقر شـوهـرش را مکرر به وی گوشزد می کند و نمی داند که با این کار هر بار تیشه به ریشه زندگی خود می زند چرا که این تحقیرها نه تنها از عشق میان آنها می کاهد بلکه به هیچ وجه باعث اقدامی برای بهتر شدن وضع زندگی نخواهد شد شاید اگر به جای تحقیر شوهر خود او را تشویق به انجام کارهای موثرتری نمایید زودتر به خواسته خود برسید .

 - موی سر

اگر فکر میکنید فقط زنان نسبت به مسائل زیبایی ظاهری خود حساس هستند سخت در اشتباهید. مهمترین مسئله از نظر ظاهری برای یک مرد موی سر اوست. هر مردی نگران این موضوع می بـاشـد که بالاخره موی سرش را از دست خواهد داد، چون مردان تصور می کنند کـه بـا ریختن موی سر، جذابیت آنها در برابر همسرشان نیز ازبین خواهد رفت.

- قد

میزان قد یکی از فاکتورهایی است که واقعا از دست هر آدمی خارج است و بیشتر به عوامل ژنتیکی بستگی دارد. با به رخ کشیدن قد همسرتان و کنایه زدن در این مورد تنها موجب سرافکندگی و افسردگی وی خواهید شد . بهتر است بدانید این مسئله باعث میشود او یک رنجش همیشگی از شما به دل داشته باشد، چرا که هر بار به این نقص خود فکر میکند و راه چاره ای برای آن نمی یابد، دچار سرخوردگی بیشتر میشود و تصور میکند برای شما جذابیتی ندارد.

- مردانگی

مسخره نمودن مردانگی یک فرد،شکنجه آورترین مورد برای اوست. یک زن باید بداند که هرگز نباید شوهر خود را به دلیل ناتوانی ها و ضعف های جنسی وی مورد سرزنش و استهزاء قرار دهد چرا که این مطلب می تـواند صـدمات و زیان های جبران ناپذیری در روحیه و زندگی او وارد کند.نـکته این است که وقتی شما به شوهر خود این موضوع را گوشزد می کنید، در حقیـقـت او تصور می نماید که نسبت به مردان دیگر دارای ضعف و ناتوانی شدید است و همین امر باعث سرشکستگی و آزرده خاطری وی می گردد.

پاورپوینت روابط دختر و پسر

پاور پوینت روابط دختر پسر

این پاور در اینترنت موجوده ولی بنده تغییراتی در آن ایجاد نموده و آن را اجرا کردم در بین جوانان.

دانلود

لینک منبع این پاورپوینت برای مطالعه

احکام نگاه کردن

نگاه مرد به غیر همسر
توسط محارم نسبی یا سببی یا رضاعی:
عورتین: حرام است.
غیرعورتین: با لذت و شهوت حرام است.
توسط غیرمحارم
الف) نگاه حضوری به:
یک- مسلمان ← فقط به گردی صورت و مچ دست به پایین، بدون لذت جنسی، در صورتی که این مواضع بدون آرایش یا زیور باشد، جایز است.
دو- غیرمسلمان ← جاهایی که به صورت متعارف و معمول نمی¬پوشانند، بدون لذت جنسی جایز است.
ب) نگاه تصویری به:
یک- پخش مستقیم ← اگر بشناسیم حرام است و در صورت عدم شناخت و بدون لذت جنسی، بنابراحتیاط واجب، حرام است.
دو- عکس یا پخش غیرمستقیم ← اگر بشناسیم، مانند نگاه حضوری است. (1315) و (1183)
مسئله
هرگونه نگاه به غیر همسر، چه از طریق تصویر (پخش زنده یا غیرزنده، عکس و ...) یا مشاهده حضوری، اگر همراه لذت جنسی و شهوت باشد، حرام است و حتی فکرکردنی که در مورد این افراد باشد و همراه لذت جنسی باشد، حرام است. (1193)
نگاه به عورتین نیز اگر حتی بدون قصد لذت یا بدون شهوت باشد، حرام است؛ مگر عکس یا تصویر کسی که او را نمی شناسیم یا پخش مستقیم تلویزیونی و رسانه¬ای نباشد.(1314)
نکته
در صورت پخش مستقیم: در صورت عدم شناخت، بنابراحتیاط واجب، و در صورت شناخت، بنابرفتوی حکم جواز یا حرمت لازم است رعایت گردد.
در جایی که لذت جنسی وجود ندارد، اما خوف یا احتمال زیادی وجود دارد که انسان به گناه بیفتد (مثلاً در لحظه بعد، نگاه او تبدیل به نگاه همراه با لذت جنسی شود یا منجر به سایر گناهان شود) این نیز همان حکم لذت جنسی را دارد و حرام است.
تمامی احکامی که برای نگاه مرد به زن بیان شد، برای نگاه زن به مرد نیز مطرح است. اما در بند (2-الف) به قسمت¬هایی از بدن مرد می¬توان نگاه کرد که مردان به طور متعارف نمی¬پوشانند، مثل سر و گردن و قسمتی از دست و مچ پا. البته نباید قصد لذت یا خوف وقوع گناه وجود داشته باشد.
مسئله
خواندن کتاب¬ها و اشعار مبتذل که باعث تحریک شهوت می¬شوند، حرام است. (1197)
خرید و فروش فیلم¬هایی که محرک شهوت است و موجب انحراف(ولو جزئی) می¬گردد، یا شامل موسیقی حرام است و همچنین تولید یا اجاره این فیلم ها یا اجاره دستگاه برای پخش چنین فیلم¬هایی و به این قصد، حرام است.(1211)
در احکام نظر کردن، افراد متأهل نیز حکم شخص مجرد را دارند. (1200) و (1204)
دست دادن و تماس بدنی مرد با زن نامحرم حرام است؛ اگرچه غیرمسلمان باشد.(استفتائات معظم له س 435)
زنان پیر نیز باید حجاب را رعایت کنند و مردان نیز در نگاه کردن باید رعایت کنند.(س438)
نگاه کردن به مجسمه¬های عریان (که مربوط به فرد خاصی نیست) اگر تحریک آمیز نباشد و به علاوه خوف ارتکاب گناه هم وجود نداشته باشد، جایز است. (س446)
ظهور و چاپ عکس های خانوادگی یا عروسی که خانم¬ها بدون حجاب کامل می¬باشند، توسط عکاس-هایی که آنها را نمی¬شناسند، بدون لذت جنسی و خوف وقوع در گناه، اشکال ندارد.
دیدن فیلم¬هایی که کارهای جنسی را به نمایش می گذارد، چون همراه با تحریک شهوت است، حرام است.
نظارت و اصلاح و حذف برخی فیلم¬های فاسدکننده، در صورتی برای شخص مجاز است که خودش تحریک شهوانی نشود یا خوف افتادن به گناه را نداشته باشد. (1203)
دیدن کشتی مردان  توسط زنان، اگر با حضور در میدان کشتی یا پخش مستقیم و زنده باشد یا به قصد لذت یا همراه خوف وقوع در گناه و فساد باشد، حرام است و در غیر این صورت ایراد ندارد. (1190)
نکته
اگر زنی فرد کشتی گیر را بشناسد، مطلقاً – حتی اگر پخش مستقیم نباشد- نمی تواند نگاه کند؛ اگرچه لذت جنسی یا خوف گناهی در کار نباشد.

شب شهادت حضرت رقیه

سه ساله که کتک نداره...

فقط چند جمله بنویسم برای دختری که سه سال بیشتر نداشت و به اندازه یک زن سی ساله سختی کشید و مصیبت دید..

اون هم فقط در یک ماه...و آخرش هم جون داد..

امشب ملائکه آسمان برای مصیبت رقیه اشک میریزند..

روضه هاشو شنیدی؟

شنیدی خار مغیلان  یه بوته هست که اگر کفش هم پوشیده باشی به کف کفش نفوذ میکنه و به پا میرسه..میگن با پای برهنه تو بیابونی که پر خار مغیلان بود می دوید و پاهای کوچولوش پر آبله شده بود..

شنیدی یه مرد اگه از یک متر بلندی به زمین بیافته آسیب میبینه..میگن روی ناقه(شتر)خوابش برد و از بالا به زمین افتاد،زجر ملعون اومد بالا سرش از اسب پایین نیومد فقط دستشو دراز کرد و موهای این سه ساله رو کشید...

دیدی دست یه مرد خیلی بزرگتره نسبت به صورت یک دختر کوچولو...میگن سیلی زد به دختر سه ساله ای که فقط اگه نگاه خشن بهش کنی میره یه گوشه میشینه زانئهاشو بغل میکنه گریه میکنه...

دقت کردی وقتی بچه کوچولو وقتی گریه میکنه براش عروسک میارند تا آروم بشه...میگن وقتی بی تابی کرد سر بریده باباش براش آوردند،بابایی که نزدیک بیست و پنج روزه ندیده بود..

حواست باشه دختر خیلی بابایی...

 

توبه در محرم1

شب اول محـــــــرم بــــــود. شیخ حسن رفته بود به یکی از دهات اطراف همدان برای روضه خوانی، هنگام برگشت قدری دیر کرده بود و درب دروازه شهر را بسته بودند. نه امکان برگشت به ده را داشت و نه صبر بر پشت دروازه، در زد، متوجه شد علی گنــــدابی در حال مستی قداره بسته پشت در مشغول داد و فریاد است. چاره ای نبود، مجدد در زد، در باز شد وقتی چشم علی گنــــــدابی به شیخ افتاد گفت آشیخ حسن این وقت شب اینجا چه میکنی؟

گفتم: رفته بودم ده روضه بخونم.

گفت: شما هم مسخره کردین هر روز روضه روضه روضه.

گفتم: علی امروز با همه وقتا فرق میکنه.

گفت: چه فرقی میکنه؟

گفتم: امشب شب اول محرمه. تا علی این را شنید با سر به در و دیوار کوبید و تکرار کرد، علی محرم آمد و تو مشروب خوردی.ای بی‌حیا!

پس از چند دقیقه رو به من کرد و گفت باید همین الان برام روضه بخونی. چون مست بود نمی خواستم براش روضه بخونم، اما هر چه کردم نشد. تهدید کرد. در آخر گفتم منبــــــر ندارم. دیدم خم شد و گفت بشین روی کمر من و بخون.

چاره ای نبود نشستم و شروع کردم به مقـــــدمه خواندن.

ناگهان با عصبانیت بلند شد و فریاد زد معطلم نکن مستقیم برو در خونه قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع).

بگو عــــــلی اومده. من هم شروع کردم.

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، سقای حسین سید و سالار نیامد

دیدم که هی بالا و پایین میرم، دقت کردم دیدم علی گنـــــدابی مست لایعقل داره به پهنای صورت اشک می‌ریزه و التماس می‌کنه.

خلاصه روضه که تمام شد بلند شد اشکاشو پاک کرد و از من تشکر کرد و گفت: ممنونتم میتونی یک کار دیگر هم برام انجام بدی، من خجـــالت می‌کشم؟

گفتم: چه کاری؟

گفت: رو به نجف وایستا و به آقا بگو که علی غـــــلط کرد. قول می‌ده دیگه لب به مشروب نزنه، قول می‌دم.

من هم همین کار رو براش انجام دادم و رفتم منزل...

او توبه حقیقی کرد