حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

شب شهادت حضرت رقیه

سه ساله که کتک نداره...

فقط چند جمله بنویسم برای دختری که سه سال بیشتر نداشت و به اندازه یک زن سی ساله سختی کشید و مصیبت دید..

اون هم فقط در یک ماه...و آخرش هم جون داد..

امشب ملائکه آسمان برای مصیبت رقیه اشک میریزند..

روضه هاشو شنیدی؟

شنیدی خار مغیلان  یه بوته هست که اگر کفش هم پوشیده باشی به کف کفش نفوذ میکنه و به پا میرسه..میگن با پای برهنه تو بیابونی که پر خار مغیلان بود می دوید و پاهای کوچولوش پر آبله شده بود..

شنیدی یه مرد اگه از یک متر بلندی به زمین بیافته آسیب میبینه..میگن روی ناقه(شتر)خوابش برد و از بالا به زمین افتاد،زجر ملعون اومد بالا سرش از اسب پایین نیومد فقط دستشو دراز کرد و موهای این سه ساله رو کشید...

دیدی دست یه مرد خیلی بزرگتره نسبت به صورت یک دختر کوچولو...میگن سیلی زد به دختر سه ساله ای که فقط اگه نگاه خشن بهش کنی میره یه گوشه میشینه زانئهاشو بغل میکنه گریه میکنه...

دقت کردی وقتی بچه کوچولو وقتی گریه میکنه براش عروسک میارند تا آروم بشه...میگن وقتی بی تابی کرد سر بریده باباش براش آوردند،بابایی که نزدیک بیست و پنج روزه ندیده بود..

حواست باشه دختر خیلی بابایی...

 

  • حاجی انجم شعاع

رقیه

شهادت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی