حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۳۱ مطلب با موضوع «سوال» ثبت شده است

سوال:زنی هستم که میخواهم به شوهرم خیانت کنم!!؟

شوهر من میل جنسی کمی نشان میدهد واقعا نمیدانم دنبال صیغه است یعنی صیغه ای دارد ویا بیماری دارد که میل جنسیش کم شده او 50 سال دارد بخاطر همین والبته کارهای دیگرش بهش شک دارم من را هم خیلی در عذاب نگه داشته ما چون چند فرزند بزرگ داریم من نمیتوانم طلاق بگیرم ولی این بر قرار نکردن رابطه جنسی وحشت ناک عصبی وپرخاشگرم کرده دیوانه شدم اصلا نمیدانم چه کنم ازش بارها خواستم برود دکتر با این که میدانم باعث میشود فکر بد در باره ام بکند اما چاره ای ندارم مجبورم بهش بگم که در عذابم شاید فکری بکند ولی هیچ کاری نمیکند همیشه هم کمی تب دارد ولی حاظر نیست دارمان کند از همه بدتر ادم ظاهرا خوبی است نماز میخواند روزه میگیرد مسجد میرود ولی به حقوق خانوده پایبند نیست به حق من که میرسد میلنگه من هم هیچ اعتقادی به صیغه ندارم ان را حرام میدانم هرچند که حرام نباشد واگر شوهرم روزی معلوم شود که زن دیگری گرفته ویا صیغه کرده حتما مکشمش وبعد خودما را هم معرفی برای اعدام میکنم چون هر چیزی را تحمل میکنم جز خیانت واز شما راحنمایی میخواهم چگونه فرزندانم را قانع کنم که طلاق بگیریم که منجر به یک قتلی چیزی نشود اخر کارمان ویا شوهرم را درمان کنم ویا اگر زن چیزی پایش در مایان است زودتر بفهمم ؟

ایا اگر این وضع که گفتم اگر من هم به شوهرم درصورت فهمیدن خیانتش وچون مرا در تنگنا گذاشته من هم بروم با مردی همبستر شوم کار حرام کردم ؟من هم مثل یک زن بی شوهر میمانم که گاه گاهی شوهرم مار خوفته شهوتم را بیدار میکند وهمان جا هایم میکن وباعث میشود بیشتر عذاب بکشم نمیدانم چه کنم ؟در ضمن شوهر من خیلی دوست داره همخوابی را با حالت اجبار انجام بده هرچند که من امادگی داشته باشم ولی قبلا هم که همینطوری بود که حالت جبری داشت من احساس خوبی نسبت به اینکارش نداشتم وبخاطر همین ناراحت میشدم واز این همخوابی دوری میکردم خیلی بدم میاد که کسی یخواهد حالت تجاوز به من داشته باشد دوست دارم ازم اجازه بگیرد واگر من اماده گیش را داشتم واجازه دادم همبستر شود همینها باعث اختلاف بین ما شده در کل از زورگیوی ودیتاتوری بدوم میاد مگر من حیوان هستم ویا دیوار ویا یک شئی بی جان که او برایم تصمصم بگیرد؟ومثل حیوان به من حمله کند ؟

پاسخ:

اولا سعی کنید این سوءظن رو نسبت به شوهر خود نداشته باشید و از این افکار خارج بشید و همیشه خوشبین به قضیه نگاه بکنید تا باعث ناراحتی و عصبی شدنتان نشود.

ثانیا ببینید خواهر بزرگوار رابطه جنسی در این سنین نسبت به دوران جوانی فرق دارد و مطمئنا کمتر است و بعضی ها هم در کل سرد مزاج هستند که تاثیر زیادی در رابطه زیاد برقرار نکردن دارد.لذا شما نگران این نباشید که ممکنه صیغه و یا علت دیگری باشد بلکه حتما دلیل همین موارد و مشابه آن است.
البته اینها دلیل نمی شود که رابطه را خیلی کم و یا قطع کند و حتما باید مشاوره برید تا ان شالله مشکل حل شود.و هستند متاسفانه مردانی که رابطه جنسی کمی با همسران خود دارند که ضربه سنگینی وارد می کنند و حال این رابطه برای زن و روحیه اش مهم و تاثیر گذار است که باز متاسفانه عکس این هم است که زنانی کمتر میل به این رابطه دارند.در هر حال ان شالله با روشنگری زوج ها این مشکلات از همه زن و شوهر ها برطرف شود.
و شما اصلا به موضوع طلاق فکر نکنید چرا که هیچ گزینه درستی نیست و مشکلات رو دو چندان می کند و اثرات مخرب آن هم بیشتر برای فرزندانتان است و در آینده

آنها و زندگی آنها تاثیر منفی می گذارد که خوب نیست.همانطور که عرض کردم مطمئن باشید پای زنی در میان نیست و این تصورات شماست که به دلیل ناراحتیان هم قوت گرفته است اما بر فرض محال هم اگر پای زنی در میان باشد شما باید با برخورد درست و رفتار خوب شوهرتان را منصرف کنید و نه اینکه کار را بدتر کنید و خیلی ها در زندگی اشتباه می کنند که بعضا این اشتباه بزرگ هم است اما دلیل نمی شود که ما هم با اشتباه بزرگتر جواب دهیم.

شما می توانید با صحبت کردن و شنیدن حرف های شوهرتان پی به مشکل ببرید و انگیزه او را از این کار بدانید و بعد منطقی دنبال حل آن باشید.امروزه اون چیزی که جواب میده در حل مشکلات منطق و ادب در گفتار با حفظ آرامش است و الا با دعول و... مشکل چند برابر می شود و باید فرزندان شما هم تاوان این درگیری را بدهند که سزاوار نیست.

اما اینکه می فرماید من هم خیانت کنم حرف خیلی اشتباهی است چرا که این کار شما زنا می شود و مورد غضب الهی است و خواهر خوبم این کار حتی به ذهن شما هم نباید خطور کند چه برسد به بیانش.بله میدانم در سختی هستید و اذیت می شوید و کاملا درکتان میکنم اما حل این مشکل با راه درست نه اشتباه بزرگتر.هیچ می دانید چقدر از این رابطه ها لو رفتند و برای زن که هیچ آبرویی نمانده بلکه فرزندانش هم عمری با بی ابرویی و خجالت زندگی کردند و موقعیت اجتماعی خود را از دست دادند و فردای قیامت چطور می خواهید جواب دهید؟

شما باید دنبال مشکل باشید و آن را حل کنید.اینکه واقعا چرا شوهرتان به همستری با شما رغبت کمی دارند؟
آیا مشکل از شما نیست؟
آیا به همسر خود محبت می کنید و طوری برخورد می کنید که رغبت به نزدیکی داشته باشد؟
آیا عواملی که باعث تحریک شوهر  و رغبت به نزدیکی از حیث ظاهر مثل لباس و ارایش و... را انجام می دهید؟

و ... خیلی سوالات دیگری که هست.شما ببینید شاید سرد مزاج هستند یا شدند و آن را حل کنید که در تاپیکی مطرح کردیم که البته در مورد سردمزاجی زنان است اما نکات مشترکی هم دارد که خوب است بدونید و عمل کنید.

شما سعی کنید شوهرتان را متقاعد کنید که مشاوره ای برید تا این مشکل و مشکل اجبار در نزدیکی حل شود و مطمئنا 90 درصد به راحتی قابل حل هست و لازم نیست برای چنین مشکلاتی بحث طلاق را مطرح کنید.

در ضمن این مسائل را هم می توانید به ارامی مطرح کنید و با هم صحبت کنید تا حل شود و وقتی شوهرتان تذکر آرام و با محبت شما را بشنود گوش خواهد داد و نباید با ناراحتی و عصبانیت مطرح شود.

شما هر وقت میل به نزدیکی داشتید مقدمات نزدیکی را خوب رعایت کنید از حیث ظاهر مثل ارایش و پوشش تحریک کننده و با شوهرتان در اون روز خوب برخورد کنید و مهربان باشید و بعد مطمئن باشید شما را ارضاء خواهد کرد.

این مسائل مشکلاتی نیست که بخواهد زندگی شما را بپاشد و اگر همت کنید به راحتی قابل حل است .ان شالله مواردی که عرض شد رو عملی کنید و بعد بنده را هم از نتیجه کار در جریان بزارید.

لینک

دوست دخترم حامله شده!چکار کنم؟

با سلام

پسری هستم 26 ساله که نزدیک به یک سال پیش با دختری آشنا شدم و بعد از چندین بار قرار

به او علاقمند شدم از طرفی شرایط ازدواج برایم مهیا نبود و خانواده دختر هم به گفته خودش به هیچ عنوان راضی به ازدواج با شخصی مثل من نمی شدند.

من بعد از مدتی به او پیشنهاد ازدواج موقت دادم و او نیز قبول کرد چون واقعا به هم علاقه مند شده بودیم و از طرفی بسیار میترسیدم که به گناه آلوده شویم.

صیغه موقت را خودم جاری کردم و با مهریه معین به عقد هم درآمدیم و تا سه ماه پیش با هم رابطه داشتیم تا اینکه خانواده او به وی مشکوک شدند و او را در خانه محبوس کردند.

چند روز پیش بعد از سه ماه بیخبری با من تماس گرفت و گفت که از من باردار شده و قصد دارد تا جنین را سقط کند.

من با کار او شدیدا مخالفت کردم ولی گفت اگر خانواده اش بفهمند حتما او را خواهند کشت.من به او پیشنهاد دادم که با هم فرار کنیم و وقتی بچه به دنیا آمد برگردیم و اعلام کنیم که ما رسما به عقد هم درآمده ایم.

ما در واقع نه کار خلاف شرع انجام داده ایم نه خلاف قانون.

اگر ممکن است بهترین راه حل را به من ارائه دهید تا مانع از نابودی همسر و فرزندم بشوم.

پاسخ:

با سلام و عرض ادب

خوب متاسف شدم بابت این مشکل و ای کاش ار ابتدا در ایجاد این دوستی دقت می کردید و بعد هم در چگونگی آن بیشتر حساس می شدید.

وقتی شما از ابتدا می دیدید چنین مشکلی وجود دارد و امکان ازدواج نیست نباید رابطه را در حد نزدیکی می کردید که چنین مشکلی ایجاد شود و لذا در این واقعه بیشترین ضربه را دختر می خورد.

حال کاریست که شده ان شالله که ختم به خیر شود.

شما دوست عزیز در ابتدا مطمئن شوید که حرف او راست است و قصد فریب و بازگشت شما و ایجاد رابطه دوباره را ندارد چون ممکن است که هدفش از بیان این مسئله بازگشت شما و ایجاد دوستی مجدد باشد یا هر قصد مشابه دیگر.

حال که بر فرض صحت حرفش وضعیت اینطور است شما باید سریع پدر و مادر خودتان را توجیه کنید که به خواستگاری دختر خانم برید و پدر و مادرش را راضی و سریع ازدواج کنید و اگر در این امر دقتی بکنید و با هشویاری زیاد عمل کنید امکان اینکه راضی شوند و تن به ازدواج شما دهند زیاد است.

اما اگر رفتید و راضی نشدند باید قضیه حامله شدن دختر را به مادرش تنها یا هر کسی(واسطه) از خانواده دختر که معقولتر و منطقی تر است اطلاع دهید تا مادر دختر شوهرش را و یا اون واسطه خانواده دختر را راضی کند با وصلت شما دیگر مخالفتی نکند و ان شالله ازدواج کنید و از نظر قانونی هم با توجه به از بین رفتن بکارت و حامله شدن، دختر خانم متعلق به شما هستند.

بالاخره سعی کنید به هر نحوی که شده بدون درگیری و مشکلی با ازدواج موافقت کنند که باعث کشته شدن فرزندتان نشوید.

برای اینکه اختلافی پیش نیاید و خدایی نکرده درگیری نباشد قضیه را پدر دختر نفهمد و شاید بعدا بفهمد که دیگر ممکنه خیلی عکس العمل خاص نشان ندهد.

فرار کردن کار درستی نیست چون مسلما مشکلات فراوانی دارد و توابع بدی به دنبالش هست و برای دختر هم سخت است و مطمئنا در دوران بارداری و موقعه وضع حمل به حضور مادر نیازمند است.

لینک

زمان و شرایط خانوادگی جهت ازدواج

من 22سالمه و حدود 5 ساله که به دختر خانومی علاقمندم اما تا کنون باهاش رابطه ای نداشتم.جهت ازدواج دو مشکل بر سر راه دارم : اولا 2 خواهر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج نکردن یکی 30 و دیگری 25 ساله، دوما از نظر اقتصادی شرایط لازم و مناسب اون خانوم رو ندارم و ما از نظر اقتصادی در حد متوسط هستیم اما اونها در رفاه کامل هستن. نمیدونم که باز هم صبر کنم یا با همین شرایط فعلی پا پیش بزارم؟
پاسخ:
اگر صد خواهر بزرگتر از خودت هم می داشتی منعی برای اقدام شما برای ازدواج نبود ( چه بسا خواستگاران خواهرانت در میان بستگان همسر آینده تو باشند ) در مورد شرایط تو و پذیرش آن هم ، این حق آن خانم و خانواده اش است نه شما !! تو بدون هیچ نگرانی و بدون وانمود سازی های غلط و جاهلانه ، همانی که هستی و داری را شفاف و بدون زیادت جلوه دادن معرفی کن ، آنوقت حق آنهاست که یا شما را با آنچه هستی می پذیرند یا عذرت را می خواهند . ولی اگر با احتمال خودت اجتناب کنی کار بیجا و غلطی مرتکب شده ای
دکتر حمید حبشی

مخالفت پدر و مادر در ازدواج

 پسری هستم 24 ساله که قصد ازدواج با دختر یکی از اقوام رو دارم. ولی پدر و مادرم مخالفت میکنن،میگن این خانواده به درد ما نمیخوره, میگن ما میدونیم اگه این ازدواج سر بگیره آخر و عاقبتی نداره, نمیدونم چیکار کنم؟ ممنون میشم راهنماییم کنین

پاسخ: 

اگر مخالفت والدین شما ( به هر دلیلی ، معقول یا غیر منطقی ) شدید و قهرآمیز است ، اجتناب از این ازدواج برایتان ضروری ست . زیرا دختری که می خواهد فردا عروس این خانواده باشد پس از ازدواج با شما عمیقا محتاج اعتنا و پذیرش خانواده همسر است ( اگر چه عموم دختران تا پیش از ازدواج این مسئله را بخوبی درک نمی کنند و گمان می کنند مهم میل و نظر شوهر است ) . خود شما نیز پس از ازدواج دچار پشیمانی یا مشکلات عدیده ای می شوید که زندگی را به کامتان تلخ و حتی ناممکن می کند اما اگر مخالفت شان شدید نیست و بصورت "نکند"، "مبادا"، "خیال می کنیم" و "نگرانیم" است ، بجای اصرار و دفاع از انتخابتان ، بخواهید برای تصمیم گیری درست به مشاور مراجعه کنید ( مشاور معتبری که مورد وثوق دو طرف باشد ) و مشاور را واقعا کمک کار تصمیم تان بگیرید نه اینکه بخواهید انتظارتان را پیش ببرد.

دکتر حمید حبشی

اصالت خانوادگی

یکی از مهمترین مسایلی که در ازدواج مطرح است و جزء معیار های اصلی در نظر گرقته میشود بحث اصالت خانوادگی است. بنده در خانواده خود با پدر و برادرم تضاد های فکری و رفتاری زیادی داریم مثلا خودم به فضا ها وزمینه های مذهبی علاقه دارم و قاعدتا دوست دارم خانمم هم اینگونه باشد به خصوص خانواده اش ولی پدرم اهل تقیدات دینی اصلا نیست سوال من از شما اینه که من هم نباید این حق رو برای خودم قائل بدونم که خانوده همسرم از اصالت فرهنگی و مذهبی برخوردار باشن؟؟؟ واین شرایط چقدر در اینده زندگی ما تاثیر میذاره؟

پاسخ: 

منظور از اصالت خانوادگی الزاما به معنی هماهنگی اعتقادی و رفتاری فرزند و والد نیست . چه اینکه این اختلاف فکری و عملی هم ، مانعی از اصالت خانوادگی نیست در اصالت خانوادگی منظور :

 1 - در امان بودن خانواده دختر یا پسر از سوابق سوء ، بدرفتاری و بزهکاری و شهره به رفتارهای ضد اجتماعی و ادب است

 2 - در امان بودن خانواده از مسایلی ست که موجبات آشفتگی خانواده را فراهم می کند ، مثل تنش و دعوا و درگیری ، اعتیاد ، ورشکستگی و کلاهبرداری ، شهره بودن به عدم رعایت شئونات زندگی و حرمت شناسی ، آلودگی به رفتارهای فسق آمیز.

دکتر حمید حبشی

تاخیر در عروسی

 دوران عقد من تا 2 سال طول کشید پس از آن نزدیک موعد عروسیمان یکی از اقوام همسرم فوت کرد و تا یکسال به عقب افتاده است. وضعیت روحیم مناسب نیست.برای خروج از این وضعیت چه کار کنم؟

پاسخ:

آنچه در عرف ،ادب نگاهداشت حرمت بستگان متوفی محسوب می شود تا چهلم است و پس از آن هیچ نمادی برای این رعایت ندارد بویژه اگر نیازهای جسمی و روانی افراد جدی شود ، تاخیر در عروسی معصیت محسوب می شود و این عصیان روح فرد فوت شده را هم از خیرو برکات محروم می کند . ضمنا خوب است ما مسلمانان یاد بگیریم بجای این آدابی که عمدتا نتیجه عرفی و اجتماعی دارد ولی در خشنودسازی ...وند هیچ نقشی ندارد ، برای مردگانمان ، نماز و دعا و خیرات و انفاق بکنیم . آزردن روح همسر ( آن هم تا این حد ) که انفاق به روح مرده نیست!!

طالع بینی برای ازدواج

آیا طالع بینی در مورد ازدواج می تواند معیار باشد؟

پاسخ: 

خیر. طالع بینی هندی و چینی و غیره علم نیستند بلکه آمده اند این کار را کرده اند که ویژگی های متولدین ماه مشخصی را بررسی می کنند و بعد یک تعدادی را در یک جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفتند مثلا صد هزار نفر و بعد آمده اند ویژگی های مشترک آنها را جدول کردند و گفته اند ما به یک نتیجه ای می رسیم که روی قاعده متولدین فلان ماه باید این خصوصیات را داشته باشند. این تحقیق آماری در این کتابها در جامعه و کشور ما صورت نگرفته.

دروغ مصلحتی در خواستگاری

ایا میشود در خواستگاری دروغ مصلحتی گفت؟؟

پاسخ:

بعضی ها می گویند چه اشکالی دارد که ما اینجا دروغ مصلحتی بگوییم. اجازه بدهید به شما بگوبم که دین در چه جاهایی به شما اجازه می دهد که دروغ مصلحتی بگویید.

دین اسلام در این زمینه ها به شما اجازه گفتن دروغ مصلحتی را داده:

یک: در جنگ، دو: در مسأله ای که اصلاح مردم در آن قرار است صورت بگیرد (مثلا دو نفر هستند که پنج سال است با هم قهر هستند و شما می خواهید بین آنها آشتی بدهید اینجا را دین اجازه داده که شما دروغ مصلحتی بگویید) سه: در ضرر مالی و جانی مهم به خودتان و یا بقیه.

پس دین به شما اجازه نداده است که در عروسی و خواستگاری دروغ مصلحتی بگویید. پس دوستان من ریزترین مسائل را هم بگویید و همه را هم در جلسه دوم بگویید مگر اینکه خیلی مهم باشد که مثال هم زدم.

دکتر شاهین فرهنگ


دوستی مجازی

با سلام 19 سالمه و3 ساله که با پسری چت میکنم. و 2 بار اونو دیدم. اون کسی هست که همیشه دعا میکردم خدا جلوم بذاره ینی با خدا و مومن. تنها نگرانیم خوانوادمن چون کمی اختلاف داریم که فکر میکنم خدا درستش میکنه. باید کاری کنم؟ معتقدم جز صبر و توکل راهی نیست چون الان جدایی برامون فقط افسردگی میاره.

پاسخ:

اینکه اگر ایشان فردی مؤمن و با خداست چگونه و با چه مجوزی از خدا با شما چت می کند؟! و اگر شما بدنبال فردی با خدا و مؤمن می گردید و با خدا بودن برایتان مهم است چطور خودتان مشغول به کاری هستید که خدا نمی پسندد؟! اصل این رابطه اشتباه است و هر روز که می گذرد صرفاً وابستگی عاطفی شما را بیشتر می کند و لطمه های عاطفی شما را بعداً افزایش می دهد. این رابطه را به طور جدی و صد در صد قطع کنید و بگویید اگر جداً من را برای ازدواج می خواهی رسماً و از طریق خانواده اقدام کن و خواستگاری کن. او اگر واقعاً شما را بخواهد اقدام می کند وگرنه یا بهانه می آورد یا به تأخیر می اندازد. ضمناً یادتان باشد اگر با بهترین پسر عالم ازدواج کنید ولی خانواده ی شما به این ازدواج رضایت ندهند و رضایت جدی نداشته باشند این زندگی گوارا نمی شود.

اختلاف سطح مالی در ازدواج

اختلاف سطح مالی دو خانواده برای ازدواج چقدر مهم و تاثیر گذاره؟ من میتونم زندگی عالی ای از نظر مادی فراهم کنم ولی فکر میکنم سطح مالی خانوادم با خانواده ی خانمی که انتخاب کردم کمی متفاوت و پایین تر هست .

آیا مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر جواب بله است، چطور میشه با این مشکل کنار اومد؟

پاسخ:

وقتی سطح مالی خانواده مرد بالاتر است نه تنها مشکلی ایجاد نمی کند که می تواند حسن هم محسوب شود . البته به شرط وجود شرایط زیر :

1 - والدین و خانواده شما بویژه مادرتان ، دختر را بپذیرد و با تمایل خواستگاری کند

2 - تو با اطمینان کامل نسبت به تاثیر این تفاوت تصمیم بگیری و دودل نباشی

3- از گوشه و کنایه های اطرافیان تاثیر نگیری

4 - مرد آزاده ای باشی که فردا این تفاوت را عامل تحقیر و تخریب زن و خانواده اش قرار ندهی

5 - توانایی مالی آنها را ببینی و بفهمی و بدانی که نمی توانی انتظار بیشتر از توانایی شان داشته باشی.