حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خیانت» ثبت شده است

سوال:زنی هستم که میخواهم به شوهرم خیانت کنم!!؟

شوهر من میل جنسی کمی نشان میدهد واقعا نمیدانم دنبال صیغه است یعنی صیغه ای دارد ویا بیماری دارد که میل جنسیش کم شده او 50 سال دارد بخاطر همین والبته کارهای دیگرش بهش شک دارم من را هم خیلی در عذاب نگه داشته ما چون چند فرزند بزرگ داریم من نمیتوانم طلاق بگیرم ولی این بر قرار نکردن رابطه جنسی وحشت ناک عصبی وپرخاشگرم کرده دیوانه شدم اصلا نمیدانم چه کنم ازش بارها خواستم برود دکتر با این که میدانم باعث میشود فکر بد در باره ام بکند اما چاره ای ندارم مجبورم بهش بگم که در عذابم شاید فکری بکند ولی هیچ کاری نمیکند همیشه هم کمی تب دارد ولی حاظر نیست دارمان کند از همه بدتر ادم ظاهرا خوبی است نماز میخواند روزه میگیرد مسجد میرود ولی به حقوق خانوده پایبند نیست به حق من که میرسد میلنگه من هم هیچ اعتقادی به صیغه ندارم ان را حرام میدانم هرچند که حرام نباشد واگر شوهرم روزی معلوم شود که زن دیگری گرفته ویا صیغه کرده حتما مکشمش وبعد خودما را هم معرفی برای اعدام میکنم چون هر چیزی را تحمل میکنم جز خیانت واز شما راحنمایی میخواهم چگونه فرزندانم را قانع کنم که طلاق بگیریم که منجر به یک قتلی چیزی نشود اخر کارمان ویا شوهرم را درمان کنم ویا اگر زن چیزی پایش در مایان است زودتر بفهمم ؟

ایا اگر این وضع که گفتم اگر من هم به شوهرم درصورت فهمیدن خیانتش وچون مرا در تنگنا گذاشته من هم بروم با مردی همبستر شوم کار حرام کردم ؟من هم مثل یک زن بی شوهر میمانم که گاه گاهی شوهرم مار خوفته شهوتم را بیدار میکند وهمان جا هایم میکن وباعث میشود بیشتر عذاب بکشم نمیدانم چه کنم ؟در ضمن شوهر من خیلی دوست داره همخوابی را با حالت اجبار انجام بده هرچند که من امادگی داشته باشم ولی قبلا هم که همینطوری بود که حالت جبری داشت من احساس خوبی نسبت به اینکارش نداشتم وبخاطر همین ناراحت میشدم واز این همخوابی دوری میکردم خیلی بدم میاد که کسی یخواهد حالت تجاوز به من داشته باشد دوست دارم ازم اجازه بگیرد واگر من اماده گیش را داشتم واجازه دادم همبستر شود همینها باعث اختلاف بین ما شده در کل از زورگیوی ودیتاتوری بدوم میاد مگر من حیوان هستم ویا دیوار ویا یک شئی بی جان که او برایم تصمصم بگیرد؟ومثل حیوان به من حمله کند ؟

پاسخ:

اولا سعی کنید این سوءظن رو نسبت به شوهر خود نداشته باشید و از این افکار خارج بشید و همیشه خوشبین به قضیه نگاه بکنید تا باعث ناراحتی و عصبی شدنتان نشود.

ثانیا ببینید خواهر بزرگوار رابطه جنسی در این سنین نسبت به دوران جوانی فرق دارد و مطمئنا کمتر است و بعضی ها هم در کل سرد مزاج هستند که تاثیر زیادی در رابطه زیاد برقرار نکردن دارد.لذا شما نگران این نباشید که ممکنه صیغه و یا علت دیگری باشد بلکه حتما دلیل همین موارد و مشابه آن است.
البته اینها دلیل نمی شود که رابطه را خیلی کم و یا قطع کند و حتما باید مشاوره برید تا ان شالله مشکل حل شود.و هستند متاسفانه مردانی که رابطه جنسی کمی با همسران خود دارند که ضربه سنگینی وارد می کنند و حال این رابطه برای زن و روحیه اش مهم و تاثیر گذار است که باز متاسفانه عکس این هم است که زنانی کمتر میل به این رابطه دارند.در هر حال ان شالله با روشنگری زوج ها این مشکلات از همه زن و شوهر ها برطرف شود.
و شما اصلا به موضوع طلاق فکر نکنید چرا که هیچ گزینه درستی نیست و مشکلات رو دو چندان می کند و اثرات مخرب آن هم بیشتر برای فرزندانتان است و در آینده

آنها و زندگی آنها تاثیر منفی می گذارد که خوب نیست.همانطور که عرض کردم مطمئن باشید پای زنی در میان نیست و این تصورات شماست که به دلیل ناراحتیان هم قوت گرفته است اما بر فرض محال هم اگر پای زنی در میان باشد شما باید با برخورد درست و رفتار خوب شوهرتان را منصرف کنید و نه اینکه کار را بدتر کنید و خیلی ها در زندگی اشتباه می کنند که بعضا این اشتباه بزرگ هم است اما دلیل نمی شود که ما هم با اشتباه بزرگتر جواب دهیم.

شما می توانید با صحبت کردن و شنیدن حرف های شوهرتان پی به مشکل ببرید و انگیزه او را از این کار بدانید و بعد منطقی دنبال حل آن باشید.امروزه اون چیزی که جواب میده در حل مشکلات منطق و ادب در گفتار با حفظ آرامش است و الا با دعول و... مشکل چند برابر می شود و باید فرزندان شما هم تاوان این درگیری را بدهند که سزاوار نیست.

اما اینکه می فرماید من هم خیانت کنم حرف خیلی اشتباهی است چرا که این کار شما زنا می شود و مورد غضب الهی است و خواهر خوبم این کار حتی به ذهن شما هم نباید خطور کند چه برسد به بیانش.بله میدانم در سختی هستید و اذیت می شوید و کاملا درکتان میکنم اما حل این مشکل با راه درست نه اشتباه بزرگتر.هیچ می دانید چقدر از این رابطه ها لو رفتند و برای زن که هیچ آبرویی نمانده بلکه فرزندانش هم عمری با بی ابرویی و خجالت زندگی کردند و موقعیت اجتماعی خود را از دست دادند و فردای قیامت چطور می خواهید جواب دهید؟

شما باید دنبال مشکل باشید و آن را حل کنید.اینکه واقعا چرا شوهرتان به همستری با شما رغبت کمی دارند؟
آیا مشکل از شما نیست؟
آیا به همسر خود محبت می کنید و طوری برخورد می کنید که رغبت به نزدیکی داشته باشد؟
آیا عواملی که باعث تحریک شوهر  و رغبت به نزدیکی از حیث ظاهر مثل لباس و ارایش و... را انجام می دهید؟

و ... خیلی سوالات دیگری که هست.شما ببینید شاید سرد مزاج هستند یا شدند و آن را حل کنید که در تاپیکی مطرح کردیم که البته در مورد سردمزاجی زنان است اما نکات مشترکی هم دارد که خوب است بدونید و عمل کنید.

شما سعی کنید شوهرتان را متقاعد کنید که مشاوره ای برید تا این مشکل و مشکل اجبار در نزدیکی حل شود و مطمئنا 90 درصد به راحتی قابل حل هست و لازم نیست برای چنین مشکلاتی بحث طلاق را مطرح کنید.

در ضمن این مسائل را هم می توانید به ارامی مطرح کنید و با هم صحبت کنید تا حل شود و وقتی شوهرتان تذکر آرام و با محبت شما را بشنود گوش خواهد داد و نباید با ناراحتی و عصبانیت مطرح شود.

شما هر وقت میل به نزدیکی داشتید مقدمات نزدیکی را خوب رعایت کنید از حیث ظاهر مثل ارایش و پوشش تحریک کننده و با شوهرتان در اون روز خوب برخورد کنید و مهربان باشید و بعد مطمئن باشید شما را ارضاء خواهد کرد.

این مسائل مشکلاتی نیست که بخواهد زندگی شما را بپاشد و اگر همت کنید به راحتی قابل حل است .ان شالله مواردی که عرض شد رو عملی کنید و بعد بنده را هم از نتیجه کار در جریان بزارید.

لینک

جلوگیری از خیانت همسر3

برای زنی که از کمبود محبت و عقده‌های کهنه‌ی عاطفی رنج می‌برد، هیچ رابطه‌ای عمیق و ارضاء کننده‌ نیست. نه تنها رابطه او با همسرش، که هیچ رابطه‌ی موازی دیگری نیز نمی‌تواند خلاءهای درونی او را جبران کند و حس واقعی دوست‌داشتنی بودن را به او هدیه دهد.

 

اما اقدام زن به خیانت زناشویی و عطش او برای دوست‌داشته شدن و مورد توجه بودن، همیشه نتیجه‌ی ناتوانی مرد رابطه در ابراز محبت و بیان احساسش نیست. این مسئله گاهی از عطش سیراب نشدنی زنِ رابطه به توجه و عشق نیز سرچشمه می‌گیرد. عطشی که در عقده‌های کودکی و کمبودهای عاطفی نخستین سال‌های زندگی‌اش ریشه دارد. در حقیقت فقدان امنیت عاطفی و بی‌بهره ماندن از تجربیاتی که احساس واقعی دوست داشته شدن و مورد توجه بودن را برای همیشه در او تثبیت کند، وی را به جستجویی بی‌پایان برای یافتن منابع جایگزینِ عشق و توجه وامی‌ دارد.

 

می‌توان گفت برای زنی که از کمبود محبت و عقده‌های کهنه‌ی عاطفی رنج می‌برد، هیچ رابطه‌ای عمیق و ارضاء کننده‌ نیست. نه تنها رابطه او با همسرش، که هیچ رابطه‌ی موازی دیگری نیز نمی‌تواند خلاءهای درونی او را جبران کند و حس واقعی دوست‌داشتنی بودن را به او هدیه دهد. او با اولین نگاه دل می‌بازد و در برابر نخستین وسوسه‌ها تسلیم می‌شود. برای کسی که حسرت دوست داشته شدن را به دوش می‌کشد و تشنه محبت است، هر رابطه‌ی تازه‌ای فرصتی است برای عقده‌گشایی. عقده‌هایی که البته هرگز گشوده نمی‌شوند و با هر رابطه‌ی تازه‌ای تنها کورتر و عمیق‌تر می‌شوند.

جلوگیری از خیانت همسر2

در واقع یکی از دلایلی که زنان را به دام خیانت و برقراری روابط موازی می‌کشاند، برآورده نشدن نیازهای عاطفی و درونی‌شان است. نیازهایی که یا به علت ناتوانی مرد در ابراز محبت باطنی‌ اش بی‌پاسخ ‌مانده، یا آن‌قدر دست بالا را گرفته که هیچ‌ کس نمی‌تواند برآورده‌اش کند. در این نوشتار مختصر از نقش نیازهای عاطفی زنان و نحوه پاسخگویی به آن‌ها در وقوع خیانت زناشویی سخن خواهیم گفت. چراکه بسیاری از زنان تأمین نیازهای عاطفی را مهمترین هدف ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می‌دانند و عدم ارضای این نیاز، احساس محرومیت شدیدی را برای آنان به دنبال خواهد داشت.

جلوگیری از خیانت همسر1

مردهایی که عشق ورزیدن را یاد نگرفته اند و زنانی که هرگز عشقی سیرابشان نمی‌کند؛ گاهی ناتوانی مردان در مهرورزی و گاهی نیاز افراط‌گونه زنان به مورد توجه و علاقه بودن، آفت زندگی مشترک می‌شود و سرانجام شومی را رقم می‌زند به اسم خیانت.

اتفاقی که اگر آن را شوم‌ترین حادثه‌ی زندگی زناشویی ندانیم، دست کم باید از تلخ‌ترین‌ها به حسابش بیاوریم. هر رابطه‌ی زناشویی دو سوی دارد و اگر یک سوی آن گرفتار افراط و تفریط باشد، تعادل رابطه از دست می‌رود و سوء‌تفاهمات بالا می‌گیرد. نیاز افراط‌گونه برخی زنان به مورد توجه بودن و کوتاهی برخی مردان در ابراز محبت نیز نوعی افراط و تفریط‌ است که در نهایت قطار رابطه را از ریل خارج می‌کند و نتیجه احتمالی‌اش هم ترغیب زنِ رابطه به جستجوی منبع جایگزین خواهد بود.