حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شوهر» ثبت شده است

صداقت در خواستگاری2

شما می توانید با سوال کردن معکوس ، ببینید طرف راست می گوید یا دروغ،

مثلا شما می خوهید بدانید طرفتان اهل معاشرت است یا نه؟ می گویید اگر همسر آینده شما اهل معاشرت نباشد و منزوی باشد و اهل مسافرت و میهمانی نباشد برای شما سخت نیست ؟ اگر خودش هم همین حالت را داشته باشد می گوید نه .  چه سختی دارد . خانم چه بهتر ! این یعنی زن خوب .  چی هست هر روز میهمانی و خانه مامان و مسافرت و اینها .  اینجورخودش را لو می دهد .

بحث تناسب ادعا و عمل هم هست . بطور مثال خواستگاری برای شما آمده ، ادعاهایی دارد ، شما خیلی راحت می توانید بفهمید دو عمل با هم تناسب دارند یا نه؟  مثلا ادعا دارد آدم خیلی معتقد و متدینی است و خیلی به نماز اهمیت می دهد ، حالا رفت و آمد برای خواستگاری می کند ، شما ببینید به نماز اهمیت می دهد و نماز اول وقت برایش مهم است یا خیر و یا ادعا دارد شما خانم متدینی هستید و مآنوس با قرآن هستید ، ببینید آیا بلد هست دو آیه قرآن بخواند . ادعا می کند آدم با اخلاقی هست ، ببینید جلوی بزرگترها چطور بلند می شود یا می نشیند . آیا درحرف دیگران می پرد ، ادعای تحصیل می کند ، ببینید چند واحد درس خوانده مشروط شده یا نه ؟

جلسه اول سوالاتی می کنید این آقا و خانم جواب هایی داده اند ، می ببنید با هم جفت و جور نیست و تناقض دارد. در جلسه دوم سوال های مطرح می کند آدم می تواند بفهمد ، ادعا می کند خیلی منظم است ببینید چقدر سر وقت می آید. ادعا می کند کتاب خوان و اهل مطالعه است . ببینید دراتاقش کتاب هست یا خیر . ممکن است آقایی بخاطر پول پدرتان آمده باشد.  شک می کنید کاری ندارد ، شما بگویید من میخواهم روی پای خودم بایستم و روی پدرم حساب باز نکنم و می خواهم عزت نفس داشته باشم یا خانم می فرمایند من شاغل هستم و حقوق دارم تردید دارم آقا برای پول و شغلم آمده یا نه.  باز هم کاری ندارد شما می گویید شرط من این است که پولی راکه در می آورم نمی خواهم در زندگی خرج کنم و برای آن برنامه ای دارم و نمی خواهم آنرا مصرف کنم .

البته نمی خواهم این را بگویم توی زندگی من و تو نداریم ولی شما می خواهید او را امتحان کنید، بعد می گویید : من می خواستم دلم آرام بگیرد و گرنه من و شما نداریم و دیگری توکل به خدا و ائمه معصومین داشته باشیم ، فرصتی هم داشته باشیم تا بتوانیم اینها را بفهمیم و از پیش خدا دست خالی برنگردیم .

روایت داریم : النجاه فی صدق . نجات در راستگویی و درست کاری است.


استاد_دهنوی _ برنامه گلبرگ 88/5/8

سئوال اکثر دختران دم بخت

دختری 22 ساله هستم. همه دوستام ازدواج کردن ولی من نه...کسی رو به عنوان واسطه ندارم با اینکه اکثر مواقع میدونم اگه خدا بخواهد، نداشتن واسطه نمیتواند مانعی برای ازدواجم باشد اما به محض اینکه یکی از نزدیکانم ازدواج میکند حالم خراب میشه که چرا خدا برای همه مصلحت میبینه ازدواج کنند اما من فعلا یا هرگز نباید ازدواج کنم ؟؟
بهم فشار روحی میاد ونگرانم، دوست دارم خدا عمرم رو بگیره! تنها خواستم از خدا ازدواجه !؟  ولی خدا.....
پاسخ:

تمایل شما به ازدواج خوب و قابل درک است و اینکه از خدا می خواهید هرچه زودتر ازدواج تان فراهم شود ایرادی ندارد بلکه بسیار خوب است.
 اما چند نکته:
1) هیچ وقت آرامش و شادمانی و خوشبختی خود را وابسته به یک اتفاق و یک رخداد خاص نکنید. چرا که در صورت تأخیر یا عدم تحقق آن دچار افسردگی و ویرانی می شوید.  یاد بگیرید از آنچه که هستید و دارید لذت ببرید و خوشحال باشید.

2) در قانون جذب گفته می شود که هرچه در مورد یک خواسته ای اصرار توأم با نگرانی واسترس داشته باشید از آن خواسته دور می شوید نگران نباشید و مطمئن باشید همه چیز در بهترین زمان و مکان خود رخ می دهد.

3) افراد بسیار زیادی هستند که سن شان از شما بیشتر است و هرگز این حال و احوال شما را ندارند.
اگر یک نفر می تواند به گونه ای فکر کند که آرام و شاد باشد پس شما هم می توانید.

4) دو صفت بیش از صفات دیگر انسان را از خواسته هایش دور می کند یکی یأس و ناامیدی از رحمت خدا و دیگری سوء ظن و بدگمانی به لطف خدا.
 بسیار مراقب باشید تأخیر ازدواج شما باعث ناامیدی یا سوء ظن به خدا نشود که این شما را روز به روز دورتر می کند.

5) مراقب باشید ازدواج دوستان تان منجر به حسادت شما نشود. چرا که انسان حسود معمولاً به خدا بدگمان می شوند و این همان است که مانع تحقق خواسته ی انسان می گردد.

6) در عین حال که از خداوند ازدواج خوب و موفقی را می خواهید دیگر قضیه را رها کنید و در طول روز ذهن تان را مشغول کارها و اهداف ارزشمند و مورد علاقه سازید.

و نکتۀ آخر اینکه روحیۀ پذیرش و تسلیم را در خود تقویت کنید و به آنچه خدا برایتان مقدر کرده راضی و تسلیم باشید که این به تحقق خواسته هایتان سرعت می بخشد.

بی حجابی اجباری

من به حجاب خیلی اهمیت میدم و دوس ندارم موهام اصلا مشخص باشه ولی شوهرم دوس داره تا ی حدی ولی نه زیاد مشخص باشه و خانوادش هم همینطور و مدام ازم این درخواست رو دارن ولی من خیلی معذبم و عذاب وجدان میگیرم باید چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید ممنون

پاسخ:

با نرمی و مهربانی و بدون برخورد و مقابله ، به شوهرت توضیح بده که چون این یک حد دینی ست و من می خواهم بندگی خدا را بکنم و نباید از خودم مقدار تعیین کنم ، نسبت به این درخواست شما معذب هستم و از طرفی از اینکه با شوهرم و درخواستش مخالفت بکنم نیز بشدت معذبم . لذا خواهش می کنم درخواستت را در چیز های دیگری قرار دهی که من دچار رنج از ناحیه حیا و حریمم نشوم.

جلوگیری از خیانت همسر2

در واقع یکی از دلایلی که زنان را به دام خیانت و برقراری روابط موازی می‌کشاند، برآورده نشدن نیازهای عاطفی و درونی‌شان است. نیازهایی که یا به علت ناتوانی مرد در ابراز محبت باطنی‌ اش بی‌پاسخ ‌مانده، یا آن‌قدر دست بالا را گرفته که هیچ‌ کس نمی‌تواند برآورده‌اش کند. در این نوشتار مختصر از نقش نیازهای عاطفی زنان و نحوه پاسخگویی به آن‌ها در وقوع خیانت زناشویی سخن خواهیم گفت. چراکه بسیاری از زنان تأمین نیازهای عاطفی را مهمترین هدف ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می‌دانند و عدم ارضای این نیاز، احساس محرومیت شدیدی را برای آنان به دنبال خواهد داشت.