حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

حرفهایی که نمیشود همه جا گفت..

حرفهایی برای گفتن..

خوشبختی سه ستون دارد:

فراموش کردن
تلخی های دیروز

غنیمت شمردن
شیرینی های امروز

امیدواری به
فرصت های فردا

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ضرورت» ثبت شده است

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر10

قسمت دهم

بعضی ها گمان می کنند اگر همسرشان هر چه شبیه تر به علاقه هایشان باشد، انتخاب بهتری کردند؛

برای مثال نفت و آب را درنظر بگیرید؛ هردو مایع هستند و آنقدر شبیه که گاهی به جای هم مصرف می شوند. اما نفت با آب، قابلیت ممزوج شدن ندارد. پس شباهت زیاد، ممزوج شدن را دربرندارد. و یا بالعکس، مثلا گاهی من با آدم هایی در مشاوره روبه رو می شوم که خانم می گوید" آقای دکتر، دفعه قبل که من و شوهرم با شما صحبت کردیم، برای چند هفته احساس آرامش داشتیم. اما دوباره با هم درگیر شدیم. امکان دارد شما دوباره برایمان صحبت کنید؟ بنده در جواب ایشان عرض کردم، ترکیب شما و همسرتان شبیه این است که یک مشت خاک را در یک ظرف آب حل کنید؛ مادامی که در حال هم زدن هستید، احساس آمیختگی می کنند و ترکیب یک نواخت دارند، به نظرشان همه چی خوب است، درنتیجه به هم عاطفه می بخشند. اما اگر مدتی آنها را رها کنی، به دلیل نبود قابلیت آمیختگی در هریک از آنها، از هم فاصله می گیرند و تفکیک می شوند. 

ما باید قبل از ازدواج این قابلیت را تمرین کنیم تا بعد ازدواج با مشکل جدی روبه رو نشویم.

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_ انتخاب همسر9

قسمت نهم

زوجیت یک توانایی است که باید به آن دست پیدا کنید، برای مثال فردی در خانه گرسنه است، دستور می دهد سفره را بیاندازید، اگر به او بگویند: صبر کن تا برادرت از دانشگاه بیاد، می گوید: "به او چه کار دارید؟ وقتی آمد، خودش می خورد! " این آدم قدرت آمیختگی ندارد. فردی که نمی تواند برای نیازی جزئی مثل غذا خوردن، چند دقیقه ای تامل داشته باشد، تا شخص دیگری را هم وارد این ترکیب بکند، چطور می تواند به زوجیت برسد؟ 

اینطور نمی شود که برای هر شخص سفره ای مجزا آماده کرد؛ باید بتوانید با نیازهای مختلف سر یک سفره بنشینید، ازدواج یعنی همین، یعنی شما گرایش های متفاوتی دارید ولی می خواهید سر یک سفره بنشینید و زیر یک سقف باشید!

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر8

قسمت هشتم

زوجیت باید قبل از ازدواج در فرد شکل بگیرد، به این دلیل که اگر شما منتظر باشید تا زوجیت بعد ازدواج برایتان اتفاق بیافتد، باید این نکته را درنظر بگیرید که پس از ازدواج با فرایند ها و چالش های فراوانی روبه رو خواهیدشد، در نتیجه فرصت تنظیم شدن را پیدا نخواهیدکرد. 

نکته دوم اینکه زوجیت باید در کل زندگی تان، کاملا فراگیر شده باشد. ممکن است مثلا شما در امور غذایی راحت باشید، مثلا برایتان مهم نیست که غذای امشب حتما دلخواه شما باشد؛ سر سفره هرچه باشد، می خورید. شما در غذا به این قابلیت مشترک رسیدید. اما ممکن است در رفتار دیگری اینطور راحت نباشید، و در برابر عدم تطابق با میل شما، روانتان بهم بریزد. 

لذا باید زوجیت و آمیختگی در تمامی رفتارهای ما به جامعیت رسیده باشد. فردی که در سطح رفتار تجرد خودش و خانواده اش، نمی تواند به ترکیب مشترک برسد، در میدان ازدواج به مراتب عاجز تر خواهد بود. 

مثلا اگر شخصی سرانتخاب کانال تلوزیون با خانواده اش دچار تعارض هست و یا برای چند لحظه نمی تواند با آنها گفتگوی  عادی بدون جدل داشته باشد و دائم می گوید "کاری به کار من نداشته باش!" اگر این فرد عاطفه و اشتیاقش به ازدواج و تشکیل زندگی اوج گرفته باشد، وقتی در میدان ازدواج قرار گیرد، قطعا عاجز می شود؛ حتی اگر بهترین فرد را برای ازدواج در اختیارش قرار دهید، بعد از چند روز دچار تلاطم می شود. 

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر7

قسمت هفتم

یک لیوان آب و یک حبه قند را درنظر بگیرید؛ چون در قند و آب قابلیت ممزوج یا آمیخته شدن وجود دارد، وقتی قند را داخل آب بیاندازید، به یک ترکیب جدید می رسید که دیگر نه آب است  نه قند. ویژگیهای اولیه می توانند خیلی متفاوت باشند، گاهی می توانند متضاد باشند؛ یکی شیرین وجامد، یکی بی مزه و مایع. این تفاوت ها مانع آمیختگی آنها نمی شود. نکته دوم اینکه است که حالا هر قطره از این ترکیب را بردارید، هم آب دارد هم قند، ولی نه آب است نه قند. این ترکیب مربوط به هر دو عضو است. 

ما در زندگی وقتی با چالش روبه رو می شویم، این الفاظ را به کار می بریم؛ پول من، زحمت من، مامان من، شرایط من، تحصیل من، ذوق من، آمادگی من. یعنی آدم ها در ازدواج، ترکیب مشترکی رو شکل دادند، درحالیکه هنوز به قابلیت و توانایی زوجیت نرسیده اند، یعنی من هنوز امکان زوج زندگی کردن را ندارم و همچنان در فردیت خودم زندگی می کنم. پس با این حساب انتظارم از دیگری چیست؟

 لذا شخص وقتی در رفتار فرد مقابل خودش مغایرتی پیدا کند، به نظرش می رسد که انتخابش غلط بوده، حتی اگر این دیدگاه نسبت به یک موضوع و ماده خاص باشد. مثلا شخص گفته تابلو چقدر قشنگ است در حالیکه از نظر طرف مقابل چندان قشنگی ندارد. در نتیجه شخص آزرده شده، که چرا این با من هماهنگی ندارد؟! 

لازم نیست ما در نوع رفتارها به تشابه برسیم، بلکه باید در هر شخص تفاقی رخ بدهد؛ اینکه فرد قابلیت آمیختگی پیدا کند. زوجیت، قابلیت بسیار اساسی برای هرشخص است. 

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر6

قسمت ششم
روابطی که شما در عالم دارید، روابط کلاسیک و تعریف شده است به این معنی که محدوده دارد، برای مثال شما با آدمی دوست هستید، ولی در نوع پوشش یا اخلاق با هم متفاوت هستید ولی در سطح نیازهایی مشترک تان، احساس همراهی می کنید، و از شرایط راضی هستید، اما اگر دیدگاه های فکریتان را در کنار یکدیگر قرار دهید، ممکن است در تقابل هم باشند. یا در سطح روابط خانوادگی، خلق و خوی پدرتان می تواند با شما متفاوت باشد، تا زمانی که تعارضی ایجاد نکند و مزاحم برداشت ها و کارکردهای شما نشود، شما ضرورتی احساس نمی کنید که دیدگاه های فکری خودتان را با دیدگاه های فکری پدرتان انطباق دهید. این روابط محدوده دار، در یک محدوده ی خاصی اشتراک دارند.
 اما ازدواج این چنین نیست، ازدواج یک پیوند اعتباری بین دو انسان است که در آن هیچ محدوده ای وجود ندارد واگر این ارتباط اینگونه شکل نگیرد، درواقع ما مفهوم ازدواج را درک نکردیم. البته منظور از عدم محدودیت این نیست که ویژگی های جنس زن و مرد به هم نزدیک شوند، خیر.این چنین نیست.
عده ای گمان می کنند هر چه بین خودشان و جنس مقابلشان از نظر نوع نگاه به دنیا، زندگی و شرایط، تشابه باشد، مثلاً این از رنگ سبز خوشش میاد و من هم از رنگ سبز خوشم میاد، احساس انطباق بیشتری می کند. و...
 پس قرار نیست من و طرف مقالبم یکسان باشیم تا زوجیت مناسب شکل بگیرد، مهم این است که ما قابلیتی پیدا کنیم که بعد از برقراری این پیوند به سطح وسیع تری برسیم طوری که دیگر به طور جزء به خودمان نگاه نکنیم و حس کنیم که وارد یک رابطه ی نامحدود به نام زوجیت، شده ایم.
ادامه دارد...
دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر5

قسمت پنجم

اگر بگوییم ازدواج را برای زندگی کردن می خواهیم، حتی اگر منظورمان از زندگی کردن همراه با برداشت های جسمی جنسی و یا حس والد شدن باشد؛ چنین زمینه هایی برای ازدواج، یک امر غیر ضروری به شمار می آید، برای همه ی اینها جایگزین وجود دارد. در این موارد به دلیل فقدان تامین درست نیاز به ازدواج، متاسفانه بعد از مدتی، انحرافات رفتاری را درپی خواهد داشت. خیلی ها به گناه آلوده شدن به این دلیل که در زندگی مشترکشان تامینی وجود ندارد. پس این دلایل به تنهایی تامین کننده مطلق نیستند. 

اگر بگوییم ازدواج را برای رسیدن به رشد وکمال انسانی می خواهیم، باید به عرض برسانم که برای دریافت رشد و کمال در زندگی مشترک، ضروری است قبل از ازدواج، شخص به رشد هایی رسیده باشد تا بتواند در میدان ازدواج آنها را به کار گیرید. در میدان ازدواج، شما متناسب با سطح رشد و کمال تان و با درست به کار گرفتن آنهاست که می توانید رشد و کمال تان را افزایش دهید. بنابراین بدانید که ازدواج به تنهایی و به طور مستقیم توزیع کننده رشد و کمال برای شما نیست. و ضمنا میدان های فراوانی وجود دارد که رشد و کمال از طریق آنها برای شما امکان پذیر است. پس باز هم ضروری نیست که ما برای رسیدن به این امکان ازدواج کنیم. 

پس چه چیزی در مقابل ازدواج بگذاریم که این فرایند را قطعاً ضروری کند؟ یعنی نتوانیم در سایر ارتباط ها فعالیت ها، فرایندها، جایگزینی برایش فراهم کنیم... 

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر4

قسمت چهارم

به چه می گوییم ضرورت؟؟؟؟

اگر از شما بپرسم که  آیا ازدواج را ضروری تلقی می کنید؟ یک عده خواهند گفت: بسیار زیاد. معمولاً این پاسخ ها از سر آمادگی های موجود است. مثلا اینکه به شخصی گرایش دارد و یا در شرایط خانوادگی منظم و از امکانات و مقدمات اولیه ازدواج برخوردار است، این شخص به نظرش می رسد که ازدواج برای او ضروری است، درمقابل افرادی هستند که به هیچ وجه، شرایط شان برای ازدواج مناسب نیست، برای مثال خانواده نابسامانی دارد که ممکن است در تنگ نای اقتصادی نیز قرار گرفته باشند و یا تجربه های بدی از ازدواج اطرافیان را شاهد باشد. مثلاً خواهر یا دوستش ازدواج کرده و دچار تلاطم شده است؛ در دوره مجردی با خانواده و دوستانش بود از روحیه آرام ، متین و رفتارهای درست برخوردار بود.  اما بعد از ازدواج دائما ناله می کند و اطرافیان را از ازدواج برحذر می دارد. بنابراین تجربه های آسیب زای قبلی نیز می تواند برای شروع زندگی یک مقاومت و پس رفت ایجاد کند. پس این نکته را درنظر داشته باشید که منظور از ضرورت، چیزی است که از نظر سنجش عقلی فاقد جایگزین نباشد. مثلاً آیا گوشت جزو مواد غذایی ضروری انسان است؟ خیر؛ شما آدم هایی رو می بینید که خام خوار هستند، و از شرایط زیستی مناسبی برخوردارند. اما نفس کشیدن برای زنده ماندن، ضروری است، شما نمی توانید هیچ جایگزینی برایش بگذارید. می خواهیم با این نگاه ضرورت ازدواج را بررسی کنیم. درک ضرورت ازدواج، اساسی ترین و جدی ترین قدمی است که می توانیم در مسیر شناخت برداریم. 

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر3

قسمت سوم

آیا من به ضرورت ازدواج رسیده ام؟؟؟؟

از سه حوزه ای که در قسمت دوم از آنها سخن گفتیم، ابتدا می رویم سراغ انتخاب...

سوال مهم این است که من برای رسیدن به یک انتخاب درست احتیاج به چه ابزارهایی دارم؟

 انتخاب یک سیر است، قدم به قدم باید پیش برویم تا به یک انتخاب صحیح برسیم. اولین مسئله در انتخاب، رسیدن به ضرورت ازدواج است. اینکه چرا می خواهم ازدواج کنم؟؟؟؟

ضرورت این نیست که برویم برای خودمان ایجاد و یا انتخاب کنیم، خیر؛ ضرورت علاوه بر این که یک ادراک است یک حس تجربی و درونی است. من باید هم میل و هم فکرم احساس ضرورت بکند. میل، به سطح گرایشات و تمایلاتم  برمی گردد و فکر، به سطح شناخت و درک من از ازدواج. 

افرادی هستند که از نظر شناخت مسئله ازدواج، آدم های قابلی می باشند، فهمیده اند باید چه کار کنند، ولی وقتی به سطح گرایش خودشان برمی گردند، متوجه می شوند که این حس بیشتر تحت تاثیر توصیه های عمومی انجام گرفته، یعنی وقتی خودشان پا در عرصه ازدواج گذاشتند هیچ میل و گرایش درونی نداشتند. اگر این حس ضرورت در من شکل نگرفته باشد وقتی با فعالیت های مربوط به ازدواج مواجه می شوم، این سوال را از خودم می پرسم، که آیا این کار لازم بود؟ 

 خیلی ها بعد از ازدواج می گویند که: بی خود خودمان را گرفتار کردیم! مثلا شخص در نظر داشته که یک فعالیتی از قیبل آموزشی، ورزشی و... انجام دهد، ولی ازدواج بخشی از این رفتار ها را محدود کرده است (البته این محدودیت از کارکردهای ازدواج است و یک امر کاملا طبیعی است) او آزرده خاطر شده، و به نظرش می رسد که در قفس ازدواج گیر افتاده است و اغلب در این موارد می گویند: داشتم مثل آدم زندگی می کردم، دیگر چرا ازدواج کردم؟

 پس یکی از مسائل اساسی این است که حس و تمایل ما به این ضرورت رسیده باشد و مفهوم زوجیت را درک کرده باشد، البته در کنار این مسائل، فکر ما نیز باید نسبت به شناخت ضرورت آشنا باشد، 

در قسمت بعدی راجع به طراحی فکر ضرورت صحبت کنیم.

ادامه دارد...

دکترحمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر2

قسمت دوم

در میدان ازدواج ما با سه حوزه مواجه هستیم؛

1-  خودم

من در خودم چه قابلیت ها و امکاناتی را فراهم کردم تا در حوزه ازدواج بهره لازم را ببرم؟

2-  شخصی که انتخاب می کنم

این شخصی که انتخاب کردم چقدر با من هماهنگ است؟ برای مثال من یک سری قابلیت هایی دارم، ولی شخصی را که انتخاب کردم، قابلیت های مغایری با من دارد. اینها داخل یک ظرف و در زیر یک سقف جمع شدنی نیستند. ما زندگی های پرتلاطم زوج های زیادی را دیده ایم که خانم و آقا به تنهایی موجود بدی نیستند و هر کدام به تنهایی انسان های قابل قبولی هستند ولی وقتی این دو نفر را در ظرف مشترک قرار دهی، امکان انطباق و همراهی وجود ندارد، لذا اگر این خانم از زوجیت این آقا خارج شود و یا اون آقا از ازدواج این خانم پرهیز کند و هرکدام مستقل ازدواج دیگری را انجام دهند، هردو می توانند موفق باشند ولی ترکیب این دو جواب نمی دهد و اجازه بهره مندی را از آنها سلب می کند.

3-  منش و روش من، در زندگی و در برخورد با شخصی که انتخاب کردم

گاهی من با دقت کافی، مصاحبه های طولانی و بررسی های جنبی، شخصی را به درستی انتخاب می کنم، ولی بعد از ازدواج و در صحنه اجرا چون از روش های غلطی استفاده می کنم، اداره زندگی را از دست می دهم و عاطفه های از پیش جمع شده را به باد می دهم. خیلی ها با شور و عطشهای فراوان و آرمان های بلندی شروع کردند ولی وقتی در متن زندگی قرار گرفتند فقط از هم آزرده شدند و برای هم فشار ایجاد کردند.

در ادامه هر قسمت را به طور کامل توضیح خواهیم داد...

دکتر حمید حبشی

ضرورت ازدواج_انتخاب همسر1

اهمیت و تفاوت انتخاب همسر با دیگر انتخاب های زندگی"

وقتی شما مثلا انتخاب رشته می کنید ممکن است به واسطه این انتخاب تغییر مکان بدهید، از یک فعالیتی به فعالیت دیگری وارد بشوید، اما نسبت به دیدگاه های فکری و کارکردهای رفتاری تان به طور مستقل دچار آسیب و آشوب نمی شوید، اما در ازدواج همه رفتار ها، کارکردها،  بقیه انتخاب ها و حتی ساختار رفتاری  شما تحت الشعاع قرار می دهد.

پس اگر می خواهیم بعد از جریان زندگی، تحت آسیب و تاثیرات ناخواسته این انتخاب نباشیم؛ لازم است پیش از ورود به میدان ازدواج، آن را به خوبی بشناسیم. 

بیشتر افراد گمان می کنند در میدان ازدواج فقط با یک آدمی که باید دقیق انتخاب بشود، مواجه هستند خیر؛ حتی شما اگر یک آدم متناسب و هماهنگ با خودتان را انتخاب کنید، اما قدرت مناسبی برای رفتار صحیح در حوزه انتخابتان نداشته باشید، انتخاب از دست شما رفته است و یا دچار تلاطم های ناخواسته در زندگی می شوید و یا اگر خودتان قابل نباشید، ممکن است یک نعمت خوب را تباه کنید؛ پس نکته قابل تامل این است که من برای یک انتخاب درست، باید به این پرسش ها پاسخ بدهیم؛

1-  سیر صحیح برای ورود به میدان ازدواج چیست؟ 

2-  در میدان ازدواج با چه چیزهایی مواجه هستم؟ 

ادامه دارد...

دکتر حمید حبشی