۵۴ مطلب با کلمهی کلیدی «ازدواج» ثبت شده است
-
۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۴۶ ضرورت ازدواج ۰ نظر
قسمت چهارم
به چه می گوییم ضرورت؟؟؟؟
اگر از شما بپرسم که آیا ازدواج را ضروری تلقی می کنید؟ یک عده خواهند گفت: بسیار زیاد. معمولاً این پاسخ ها از سر آمادگی های موجود است. مثلا اینکه به شخصی گرایش دارد و یا در شرایط خانوادگی منظم و از امکانات و مقدمات اولیه ازدواج برخوردار است، این شخص به نظرش می رسد که ازدواج برای او ضروری است، درمقابل افرادی هستند که به هیچ وجه، شرایط شان برای ازدواج مناسب نیست، برای مثال خانواده نابسامانی دارد که ممکن است در تنگ نای اقتصادی نیز قرار گرفته باشند و یا تجربه های بدی از ازدواج اطرافیان را شاهد باشد. مثلاً خواهر یا دوستش ازدواج کرده و دچار تلاطم شده است؛ در دوره مجردی با خانواده و دوستانش بود از روحیه آرام ، متین و رفتارهای درست برخوردار بود. اما بعد از ازدواج دائما ناله می کند و اطرافیان را از ازدواج برحذر می دارد. بنابراین تجربه های آسیب زای قبلی نیز می تواند برای شروع زندگی یک مقاومت و پس رفت ایجاد کند. پس این نکته را درنظر داشته باشید که منظور از ضرورت، چیزی است که از نظر سنجش عقلی فاقد جایگزین نباشد. مثلاً آیا گوشت جزو مواد غذایی ضروری انسان است؟ خیر؛ شما آدم هایی رو می بینید که خام خوار هستند، و از شرایط زیستی مناسبی برخوردارند. اما نفس کشیدن برای زنده ماندن، ضروری است، شما نمی توانید هیچ جایگزینی برایش بگذارید. می خواهیم با این نگاه ضرورت ازدواج را بررسی کنیم. درک ضرورت ازدواج، اساسی ترین و جدی ترین قدمی است که می توانیم در مسیر شناخت برداریم.
ادامه دارد...
دکتر حمید حبشی
۴۴۱ ره نما -
۱۲ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۳۰ ضرورت ازدواج ۰ نظر
قسمت سوم
آیا من به ضرورت ازدواج رسیده ام؟؟؟؟
از سه حوزه ای که در قسمت دوم از آنها سخن گفتیم، ابتدا می رویم سراغ انتخاب...
سوال مهم این است که من برای رسیدن به یک انتخاب درست احتیاج به چه ابزارهایی دارم؟
انتخاب یک سیر است، قدم به قدم باید پیش برویم تا به یک انتخاب صحیح برسیم. اولین مسئله در انتخاب، رسیدن به ضرورت ازدواج است. اینکه چرا می خواهم ازدواج کنم؟؟؟؟
ضرورت این نیست که برویم برای خودمان ایجاد و یا انتخاب کنیم، خیر؛ ضرورت علاوه بر این که یک ادراک است یک حس تجربی و درونی است. من باید هم میل و هم فکرم احساس ضرورت بکند. میل، به سطح گرایشات و تمایلاتم برمی گردد و فکر، به سطح شناخت و درک من از ازدواج.
افرادی هستند که از نظر شناخت مسئله ازدواج، آدم های قابلی می باشند، فهمیده اند باید چه کار کنند، ولی وقتی به سطح گرایش خودشان برمی گردند، متوجه می شوند که این حس بیشتر تحت تاثیر توصیه های عمومی انجام گرفته، یعنی وقتی خودشان پا در عرصه ازدواج گذاشتند هیچ میل و گرایش درونی نداشتند. اگر این حس ضرورت در من شکل نگرفته باشد وقتی با فعالیت های مربوط به ازدواج مواجه می شوم، این سوال را از خودم می پرسم، که آیا این کار لازم بود؟
خیلی ها بعد از ازدواج می گویند که: بی خود خودمان را گرفتار کردیم! مثلا شخص در نظر داشته که یک فعالیتی از قیبل آموزشی، ورزشی و... انجام دهد، ولی ازدواج بخشی از این رفتار ها را محدود کرده است (البته این محدودیت از کارکردهای ازدواج است و یک امر کاملا طبیعی است) او آزرده خاطر شده، و به نظرش می رسد که در قفس ازدواج گیر افتاده است و اغلب در این موارد می گویند: داشتم مثل آدم زندگی می کردم، دیگر چرا ازدواج کردم؟
پس یکی از مسائل اساسی این است که حس و تمایل ما به این ضرورت رسیده باشد و مفهوم زوجیت را درک کرده باشد، البته در کنار این مسائل، فکر ما نیز باید نسبت به شناخت ضرورت آشنا باشد،
در قسمت بعدی راجع به طراحی فکر ضرورت صحبت کنیم.
ادامه دارد...
دکترحمید حبشی
۴۵۰ ره نما -
۱۱ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۶ ضرورت ازدواج ۰ نظر
قسمت دوم
در میدان ازدواج ما با سه حوزه مواجه هستیم؛
1- خودم
من در خودم چه قابلیت ها و امکاناتی را فراهم کردم تا در حوزه ازدواج بهره لازم را ببرم؟
2- شخصی که انتخاب می کنم
این شخصی که انتخاب کردم چقدر با من هماهنگ است؟ برای مثال من یک سری قابلیت هایی دارم، ولی شخصی را که انتخاب کردم، قابلیت های مغایری با من دارد. اینها داخل یک ظرف و در زیر یک سقف جمع شدنی نیستند. ما زندگی های پرتلاطم زوج های زیادی را دیده ایم که خانم و آقا به تنهایی موجود بدی نیستند و هر کدام به تنهایی انسان های قابل قبولی هستند ولی وقتی این دو نفر را در ظرف مشترک قرار دهی، امکان انطباق و همراهی وجود ندارد، لذا اگر این خانم از زوجیت این آقا خارج شود و یا اون آقا از ازدواج این خانم پرهیز کند و هرکدام مستقل ازدواج دیگری را انجام دهند، هردو می توانند موفق باشند ولی ترکیب این دو جواب نمی دهد و اجازه بهره مندی را از آنها سلب می کند.
3- منش و روش من، در زندگی و در برخورد با شخصی که انتخاب کردم
گاهی من با دقت کافی، مصاحبه های طولانی و بررسی های جنبی، شخصی را به درستی انتخاب می کنم، ولی بعد از ازدواج و در صحنه اجرا چون از روش های غلطی استفاده می کنم، اداره زندگی را از دست می دهم و عاطفه های از پیش جمع شده را به باد می دهم. خیلی ها با شور و عطشهای فراوان و آرمان های بلندی شروع کردند ولی وقتی در متن زندگی قرار گرفتند فقط از هم آزرده شدند و برای هم فشار ایجاد کردند.
در ادامه هر قسمت را به طور کامل توضیح خواهیم داد...
دکتر حمید حبشی
۴۸۴ ره نما -
۱۱ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۶ ضرورت ازدواج ۰ نظر
اهمیت و تفاوت انتخاب همسر با دیگر انتخاب های زندگی"
وقتی شما مثلا انتخاب رشته می کنید ممکن است به واسطه این انتخاب تغییر مکان بدهید، از یک فعالیتی به فعالیت دیگری وارد بشوید، اما نسبت به دیدگاه های فکری و کارکردهای رفتاری تان به طور مستقل دچار آسیب و آشوب نمی شوید، اما در ازدواج همه رفتار ها، کارکردها، بقیه انتخاب ها و حتی ساختار رفتاری شما تحت الشعاع قرار می دهد.
پس اگر می خواهیم بعد از جریان زندگی، تحت آسیب و تاثیرات ناخواسته این انتخاب نباشیم؛ لازم است پیش از ورود به میدان ازدواج، آن را به خوبی بشناسیم.
بیشتر افراد گمان می کنند در میدان ازدواج فقط با یک آدمی که باید دقیق انتخاب بشود، مواجه هستند خیر؛ حتی شما اگر یک آدم متناسب و هماهنگ با خودتان را انتخاب کنید، اما قدرت مناسبی برای رفتار صحیح در حوزه انتخابتان نداشته باشید، انتخاب از دست شما رفته است و یا دچار تلاطم های ناخواسته در زندگی می شوید و یا اگر خودتان قابل نباشید، ممکن است یک نعمت خوب را تباه کنید؛ پس نکته قابل تامل این است که من برای یک انتخاب درست، باید به این پرسش ها پاسخ بدهیم؛
1- سیر صحیح برای ورود به میدان ازدواج چیست؟
2- در میدان ازدواج با چه چیزهایی مواجه هستم؟
ادامه دارد...
دکتر حمید حبشی
۴۸۶ ره نما -
هنگامی که با همسرتان به مشکلی میرسید بهترین کار چیست؟
1. خانواده هارا در جریان قرار ندهید.
2. بهیچ عنوان قهر نکنید.
3. منزل تان را ترک نکنید.
4. از همه مهمتر تخت خوابتان را ترک نکنید.
این راهها باعث هرچه طولانی تر و حادتر شدن مشکل می شوند.
از زن ومرد ، در این عصر انتظار بیشتری وجود دارد که با منطق و برخورد صحیح مشکلات بین فردی را حل نمایند.
۴۴۸ ره نما -
20- ازدواج با شغل .
مثلا دخترِ با پسرِ ازدواج می کند چون بازیگر، گوینده، سخنران، استاد، مجری تلوزیون، است. چون فکر می کند شخصیت واقعی او همانی است که در ظاهر می بیند. این مثل این است که شما کتابی را بخرید بخاطر عکس روی جلد آن.
21- ازدواج می کند چون طرف مقابل آدم خوبی است .
کی گفته دو نفر که آدمهای خوبی هستند الزاما شریک خوبی هم برای زندگی هستند؟
22- ازدواج برای رو کم کنی .
پسرِ آمده خواستگاری یک دختر و او را نپسندیده و رفته با دختر دیگری ازدواج کرده، آن دختر هم سریع با آمدن اولین خواستگار ازدواج می کند تا روی آن پسر را کم کند. بعد هم می گوید می خواهم فکر نکند که من خواستگار ندارم.
23- ازدواج برای اینکه فرزند بیمار و بد، خوب و یا سر به راه بشود .
هیچ فرد بیماری با ازدواج خوب نمی شود، هیچ پسر الافی با ازدواج درست و سر به راه نمی شود.
24- ازدواج برای بقای نسل .
25- ازدواج برای ترس از آبرو
دختری به دور از چشم خانواده با پسری دوست شده و با او روابط جنسی برقرار می کند و برای اینکه آبرویشان نرود با هم ازدواج می کنند و بعد از چند ماه هم از هم جدا می شوند که آبرویشان نرود که چرا دخترِ دیگر دختر نیست.
26- ازدواج برای تامین نیاز جنسی
درست است که ما در ازدواج مسائل جنسی هم داریم ولی نباید برای آن ازدواج کرد چون ازدواج یک چیز بالاتر و بزرگتری است که مسائل جنسی هم در آن هست.
در پابان باید این نکته را درنظر بگیرید که، در تمامی موقعیتهای این بحث، ازدواج می تواند اتفاق بیفتد اما نباید تنها دلیل ازدواج یکی از 26موردی که در این چند روز به آن ها اشاره کردیم، باشد؛ یعنی من ازدواج می کنم به این دلیل که احساس نیاز به همسر دارم و البته توانمندی همسری و زوجیت را در خودم می بینم، البته در کنار آن سایر نیاز های من از قبیل نیاز های عاطفی، جنسی، مالی و... نیز تامین می شود.
برای مثال شخصی که خواهر یا برادر کوچکتر دارد و در سن مناسب ازدواج نیز هست البته باید به فکر زوجیت باشد . اگر شرایط لازم رادارد که اقدام به ازدواج کند و اگر شرایط لازم را ندارد تلاش کند تا شرایط لازم را فراهم و بعد اقدام کند. ولی نمی تواند فقط بخاطر اینکه مانعی برای خواهر و یا برادرش نباشد، بدون داشتن آمادگی لازم اقدام به ازدواج نماید. بنابراین موارد ذکر شده بعنوان تنها انگیزه و یا انگیزه اصلی نمی تواند دلیل ازدواج باشد.
عاقلانه ازدواج کن عاشقانه زندگی کن
۴۰۳ ره نما -
اختلاف سطح مالی دو خانواده برای ازدواج چقدر مهم و تاثیر گذاره؟ من میتونم زندگی عالی ای از نظر مادی فراهم کنم ولی فکر میکنم سطح مالی خانوادم با خانواده ی خانمی که انتخاب کردم کمی متفاوت و پایین تر هست .
آیا مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر جواب بله است، چطور میشه با این مشکل کنار اومد؟
پاسخ:
وقتی سطح مالی خانواده مرد بالاتر است نه تنها مشکلی ایجاد نمی کند که می تواند حسن هم محسوب شود . البته به شرط وجود شرایط زیر :
1 - والدین و خانواده شما بویژه مادرتان ، دختر را بپذیرد و با تمایل خواستگاری کند
2 - تو با اطمینان کامل نسبت به تاثیر این تفاوت تصمیم بگیری و دودل نباشی
3- از گوشه و کنایه های اطرافیان تاثیر نگیری
4 - مرد آزاده ای باشی که فردا این تفاوت را عامل تحقیر و تخریب زن و خانواده اش قرار ندهی
5 - توانایی مالی آنها را ببینی و بفهمی و بدانی که نمی توانی انتظار بیشتر از توانایی شان داشته باشی.
۴۶۳ ره نما -
۳۰ دی ۹۵ ، ۰۷:۰۲ ۰ نظر
7.خدای نکرده احتمال از دست دادن والدین وجود دارد
من اگر در سن پایین ازدواج کنم و زندگی مسیر طبیعی خودش را داشته باشد پدر و مادرها معمولا تا 60 یا 70 سال عمر میکنن. و در این شرایط ما اگر ازدواج بکنیم پدر و مادر ما حامی ما هستند. ولی اگر در 35 یا 40 سالگی بخواهیم ازدواج بکنیم احتمال این که یکی یا هر دوی والدین فوت کرده باشند هست. و اینجوری ازدواج سخت تر می شود. می دانید چرا؟ چون دیگر کسی نیست که برای من خواستگاری برود و برای من آستین بالا بزند و باید خودم اقدام بکنم. و اتفاق دومی که می افتد این است که وقتی پدر و مادر می روند ممکن است مسئولیت و باری بر روی دوش ما قرار بگیرد. مثلا من ازدواج نکردم تا اینکه پدر فوت کرد و حالا برادر و خواهر کوچکتر از خودم دارم که اگر بخواهم ازدواج کنم تکلیف آنها چی می شود؟ احتمال ازدواج را کم می کند.
8.اگر ما دیر ازدواج بکنیم مانع ازدواج خواهر و برادرهای بعد از خودمان می شویم.
چون اگر من تا 35 سالگی ازدواج نکردم هرچی خواستگار برای خواهر و برادرهای کوچک من می آید می گویند نه اول باید خواهر یا برادی بزرگتان ازدواج بکند و بعد شما.
9. وقتی دیر ازدواج کنیم انعطاف پذیری مان کمتر می شود. نصیحت پذیری مان هم کم می شود.
10.وقتی سن ما بالا میرود طراوت و شادابی و زیبایی مان هم کم می شود. و بیماری هایمان بیشتر می شود.
پیامبر اکرم (ص): "دوشیزگان مانند میوه روی درخت هستند هنگامی که برسند و چیده نشوند نور خورشید آنها را از بین می برد و باد نیز آنها را به این سو و آن سو پراکنده می کند."
دختر خانم ها تا طراوت دارید دنبال ازدواج باشید.
دکتر شاهین فرهنگ
۴۱۳ ره نما -
3. وقتی دیر ازدواج می کنیم مشکلات فراوانی برای فرزند دار شدن خواهیم داشت.
خانمی که بالای 35 سال می خواهد بچه دار بشود مثل خانم زیر 18 سال است. یعنی پر خطر است. مادری که در این سن باردار می شود فشار خون بالایی خواهد داشت و احتمال اینکه نوزاد به دنیا آمده منگل باشد خیلی بیشتر است. (از آن 5/3 درصد خیلی بالاتر است) و یا بچه مرده یا با ضریب هوشی پایین به دنیا بیاید خیلی زیاد است. احتمال خطر برای مادر در زایمان خیلی زیاد است. و مردها وقتی از سن 35 سالگی عبور می کنند تعداد اسپرمی که بدن آنها تولید می کند کاهش پیدا می کند و ممکن است برای باردار شدن خانمها مشکل ایجاد بشود.
4.وقتی دیر ازدواج می کنید از مزایا و امتیازهایی آسمانی ازدواج که خدا مجانی به شما می دهد محروم می شوید.
(یک مرد و زن متأهل در حال خواب ثوابش بیشتر از یک مرد یا زن مجرد است که شب بیدار است و روز روزه می گیرد)
5.توقعات ما از یکدیگر بالا می رود.
من وقتی جوان هستم به هزار و یک دلیل همه خواستگار ها را رد می کنم ولی با افزایش سن توقع بالاتر می رود. نه تنها توقعات خودت بلکه توقعات اطرافیان تو هم بالاتر می رود. من اگر برای پسرم برم خواستگاری کنم از یک دختر 20 ساله اصلا انتظار ندارم که این دختر خانم بتواند خوب آشپزی کند یا حتی بتواند آشپزی کند. ولی اگر من برم خواستگاری از یک دختر 29 ساله سوال می کنم که آشپزی بلد است و اگر بلد نباشد پس کی می خواهد یاد بگیرد؟ یک پسر 26 یا 27 ساله که خواستگاری می آید نباید از او انتظار داشته باشیم که خانه داشته باشد، ولی اگر یک پسر 40 ساله بیاید خواستگاری دختر 35 ساله من، می گویم ببخشید خانه دارید؟ نه؟ تو اگر الان که 40 سالته نتوانستی صاحب خانه بشوی پس کی می خواهی خانه دار بشوی؟
هم توقعات ما برای ازدواج بالا می رود و هم توقع اطرافیان. دختر خانم می گویید من جوان که بودم صد تا خواستگار را به این دلیل و آن دلیل رد کردم حالا این را قبول کنم. من آن را رد کردم بیایم این را قبول کنم. و آن وقت است که دیگر ازدواج نخواهد کرد.
6.فشار عصبی برای کنترل غریزه جنسی
ما وقتی دیر ازدواج می کنیم اگر نخواهیم روابط نامشرع داشته باشیم و عفت خودمان را حفظ کنیم در کنترل هیجانات جنسی مان اجبار داریم و این باعث فشار عصبی بر انسان می شود. من وقتی بعد از 35 سال غریزه جنسی ام را کنترل کردم باعث فشارهای عصبی خواهد شد.
دکتر شاهین فرهنگ
⏳ ادامه دارد ...
۴۶۸ ره نما -
14- ازدواج به خاطر جابجایی و مهاجرت .
پسرِ تو یک شهر بزرگ مثلا اصفهان زندگی می کند و به دخترِ که مثلا تو یک شهر کوچک زندگی می کند می گوید اگر با من ازدواج کنی می برمت اصفهان و آن هم چون آرزو دارد برود اصفهان (تو یک شهر بزرگ) با آن پسر ازدواج می کند. میزان بسیار زیادی از ازدواج هایی که یک دختر با یک پسر در خارج از کشور ازدواج می کند به طلاق می انجامد.
15- ازدواج به خاطر اصرار پدر و مادر .
این کار هم از نظر دینی و هم علمی غلط است.
16- ازدواج بخاطر ترس از تنهایی .
مثلا خواهر و برادرهایش ازدواج کرده اند، سن خودش هم بالا رفته و پدر و مادر پیری هم دارد برای اینکه مبادا تنها بماند ازدواج می کند.
17- ازدواج برای خواهر و برادرهای کوچکتر .
چون خواهر یا برادر بزگتر است و تا او ازدواج نکند بقیه نمی توانند ازدواج کنند (زشت است) او هم ازدواج می کند. تا مانع از سر راه ازدواج بقیه برداشته بشود.
18- ازدواج برای گناه داشتن خواستگار .
دختر خانم یک خواستگار برایش می آید می گوید اگر جواب رد بهش بدهم گناه دارد.
19- ازدواج به خاطر لجبازی با اطرافیان .
برای اینکه حال خانواده خودش را بگیرد از روی لجبازی با یک نفر که می داند به دردش نمی خورد ازدواج می کند.
⏳ ادامه دارد...
عاقلانه ازدواج کن عاشقانه زندگی کن
۴۵۱ ره نما
درباره من

خوشبختی سه ستون دارد:
فراموش کردن
تلخی های دیروز
غنیمت شمردن
شیرینی های امروز
امیدواری به
فرصت های فردا
طبقه بندی موضوعی
- انعقاد نطفه (۱۳)
- سخنرانی (۷)
- اندیشه فرزند آوری (۷)
- احکام (۶)
- فرزندآوری (۹)
- حر انقلاب (۳)
- انتخاب همسر (۵)
- ازدواج (۴۶)
- روابط (۵۲)
- خیانت همسر (۷)
- سوال (۴۳)
- خواستگاری (۱۰)
- پاورپوینت (۵)
- روابط قبل ازدواج (۲)
- ضرورت ازدواج (۱۰)
- مطلب ناب (۲)
- مدیریت روابط جنسی (۲۰)
- داستان (۲)
- تکنیک ها (۵۰)
آخرين عناوين
پربازديدترين ها
آخرین نظرات
- با سلام من از سایت زیر بیمه زنان ...
۲۷ مرداد ۹۹، ۱۸:۰۷ - bimesho bimesho - واقعا زیبا بود ممنون
۴ خرداد ۹۷، ۰۱:۱۲ - فرزند انقلاب - جالب و مفید بود
۲۹ فروردين ۹۷، ۱۶:۱۹ - به تام - موفق باشید در بخش مشاوره امور ...
۲۹ فروردين ۹۷، ۱۵:۴۸ - رضا کشمیری - 20
۱۹ فروردين ۹۷، ۰۰:۱۷ - ..جهان .. - ممنون به سایت خانواده پایدار هم سر بزنید موفق باشید
۱۸ فروردين ۹۷، ۲۳:۳۱ - رضا کشمیری - سلام :) رسیدن بخیر ...
۱۸ فروردين ۹۷، ۲۱:۲۸ - جناب قدح - ممنون...
۱۱ اسفند ۹۶، ۱۳:۱۷ - فرزند انقلاب - همه دارن این حس رو خخخ
۲۵ بهمن ۹۶، ۱۶:۰۰ - ناشناس - قبلا این حس رو داشتم
۲۵ بهمن ۹۶، ۱۵:۴۹ - مهری
آرشيو
- فروردين ۱۳۹۷ (۲۲)
- اسفند ۱۳۹۶ (۱)
- بهمن ۱۳۹۶ (۱۲۱)
- اسفند ۱۳۹۵ (۱)
- بهمن ۱۳۹۵ (۱۷)
- دی ۱۳۹۵ (۳۲)
- تیر ۱۳۹۵ (۱)
- فروردين ۱۳۹۵ (۱)
- بهمن ۱۳۹۴ (۱)
- آذر ۱۳۹۴ (۱)
- آبان ۱۳۹۴ (۲)
نويسندگان
- ره نما (200)